یادداشتی از "سيدجواد سيدپور"؛
ايران چگونه خواهد جنگيد؟
28 مرداد 1389 ساعت 15:59
از منظر نشانهشناسي جنگ، نبردي كه ايران از پس حمله احتمالي آمريكا و متحدانش براي متجاوزان تدارك ديده نه مبتني بر «ويراني انبوه» و «توليد كارخانهاي مرگ» كه بر مبناي ضربه به «هسته پيشبرنده» جنگ و «گرانيگاه امنيت ملي متجاوزان» خواهد بود.
سيدجواد سيدپور*
در خبرها آمده بود كه اين روزها با تلاش اسرائيليها چراغهاي پنتاگون تا صبح روشن ميماند تا مشخص شود آيا بايد به نيروگاه اتمي بوشهر حمله كرد يا نه! از سوي ديگر جان بولتون، سفير سابق آمريكا در سازمان ملل نيز گفته: «اسرائيل بايد حمله نظامي به نيروگاه را در روز 21 آگوست جاري يعني روز راهاندازي نيروگاه اتمي بوشهر انجام دهد.» اين مطلب قطعا بيرياترين پيامآور درماندگي دشمنان است چرا كه پرده از رياي آنان برميدارد تا به عينه روشن سازد كه آنها حقيقتا با تكنولوژي توليد برق هم مشكل دارند.
همه ميدانند كه نيروگاه اتمي بوشهر صرفا مركز و محل توليد برق است و سالهاي سال است كه تحت نظارت مراكز بينالمللي و آژانس بينالمللي انرژي اتمي است و اتفاقا هيچ چيز پنهاني هم ندارد. واقعا راهاندازي نيروگاه توليد برق چگونه ميتواند امنيت كشورهاي ديگر را تهديد كند؟! روشن است كه اين بهانهجوييها چيزي فراتر از نيروگاه بوشهر را هدف قرار داده و آنهم تهديد امنيت ملي ايران است و به همين دليل است كه جنگطلبان و آنان كه نبضشان به شاخص فروش اسلحه وابسته است خواهان تهاجم به ايرانند.
اما هم آمريكاييها و هم اسرائيليها ميدانند كه ميتوانند آغازگر جنگ باشند ولي قطعا نميتوانند آنرا به اتمام برسانند زيرا شيوه جنگيدن ايرانيان را نميدانند. در عين حال ميدانند كه ايران توانايي آنرا دارد كه «ميداني عميق» براي جنگ طراحي كند زيرا قطعا «نسبتهاي آغازين» نتيجه را تعيين نميكند بلكه اين قدرت كسب ابتكار عمل است كه سرنوشتها را رقم ميزند. هركس ابتكار عمل را در دست بگيرد خواه نيرويش كمتر باشد يا بيشتر، خواه مهاجم باشد يا مدافع، پيروز خواهد شد و ايران در جنگ تحميلي نشان داد توانايي قابل ستايشي در به دست گرفتن ابتكار عمل دارد.
اين فكر قديمي كه هر چيز بزرگتر لزوما بهتر است هر دم بيشتر منسوخ ميشود و آمريكاييها نميتوانند با ناوهاي هواپيمابر به آنچيزي برسند كه مطلوبشان است زيرا ديرزماني است ساختار و نظام جنگ و جنگيدن در ايران تغيير كرده و طراحي مجددي صورت گرفته كه مبتني بر «دكترين جنگ كامل» است. از اين نظر و مبتني بر اين ايده، هر كسي كه امنيت ملي ايران را به هر نحو تهديد كند بايد منتظر تحقق «جنگ كامل باشد»، جنگي كه فقط در جبهه صورت نخواهد گرفت و ابعادي بسيار گستردهتر را بههمراه خواهد آورد.
از منظر نشانهشناسي جنگ، نبردي كه ايران از پس حمله احتمالي آمريكا و متحدانش براي متجاوزان تدارك ديده نه مبتني بر «ويراني انبوه» و «توليد كارخانهاي مرگ» كه بر مبناي ضربه به «هسته پيشبرنده» جنگ و «گرانيگاه امنيت ملي متجاوزان» خواهد بود. نوعي از نبرد كه عملا پارامترهاي كلاسيك جنگ همچون «برد»، «كشندگي» و «شتاب» را به چالش خواهد كشيد و قطعا هزينه سهمگيني براي متجاوزان به اين آب و خاك تدارك خواهد ديد.
اگر غربيها با صنعتي كردن مرگ در جنگهاي متعدد توانستند به اهداف سياسي و اقتصادي خود برسند ديگر نخواهند توانست با به رخ كشيدن توان كشندگي مطلق جنگافزارهاي خود و تهديد كشورهاي مستقل به اهداف خود برسند. اگر جنگي صورت بگيرد اين ايران نيست كه تغيير ميكند، اين آمريكا و متحدانش هستند كه بايد منتظر تغييرات گسترده باشند زيرا در جنگ جديد كه ايران مبتكر آن خواهد بود، انديشه حكم گلوله را خواهد داشت و ايران بسيار هوشمندانه و اساسي واكنش نشان خواهد داد. چيزي فراتر از تصور استراتژيستهاي نبرد 100 ساعته. آيا آمريكا و اسرائيل خود را در اين موقعيت قرار خواهند داد؟
------------------------------------------------------------------------------
* این یادداشت پیش از این در سایت جهان منتشر شده است.
انتهای پیام/ب