خودمان را فراموش نکنیم!
2 آبان 1390 ساعت 22:49
مرجع : http://2eslam.blogfa.com/
حتما افراد زیادی را دیدهاید که بر اساس دیدگاههای خود کار فرهنگی و سیاسی و تبلیغی میکنند. یا شعارهایی را گفتمانسازی میکنند که نمونههای خیلی مطرح آن مواردی چون "آزاداندیشی" و "عدالتخواهی" و "آرمانخواهی" در فضای دانشجویی است.
حتما افراد زیادی را دیدهاید که بر اساس دیدگاههای خود کار فرهنگی و سیاسی و تبلیغی میکنند. یا شعارهایی را گفتمانسازی میکنند که نمونههای خیلی مطرح آن مواردی چون "آزاداندیشی" و "عدالتخواهی" و "آرمانخواهی" در فضای دانشجویی است.
اما به نظرم اگر شعاری خوب و لازم باشد فرد خود باید اولین قیامکننده برای تحقق آن در عرصههای مختلف مرتبط با وی باشد.
نمیشود که فردی داعیه آرمانخواهی و عدالتخواهی داشته باشد اما وقتی به عرصههای مختلف زندگیاش نگاه میکنی بین زندگی او و زندگی یک فرد که داعیه این مباحث را ندارد، تفاوتی پیدا نکنی. یا شاید بهتر باشد بگوییم که میشود فردی اینچنینی پیدا کنی اما نباید پیدا کنی!
فردی که در عرصهی سیاسی محافظهکار و مصلحتپرست نیست در عرصهیهای مختلف زندگی خود نیز باید آرمانخواه باشد. گمشدن در جریان عادی زندگی روزانه و تنسپردن به یک زندگی حداقلی و عدم تلاش برای بر هم زدن مناسباتی که بر اثر دیدگاههای نادرست در زندگیمان وارد شدهاست مخالف آرمانخواهی است.و ایضا موارد اینچنینی را میتوان برای عدالتخواهی و آزاداندیشی و ... نام برد. که خودتان زحمتش را بکشید!
طرف برای گسترش فرهنگ انقلابی نمایشگاه کتاب برگزار میکنه ولی عمرا خودش چهارتاشو خونده باشه!
طرف میره دعوا میکنه با مسئولین که چرا شما محافظهکارید و بعدش خودش هم تریپ آرمانخواه برمیداره ولی وقتی میری نگاه میکنی میبینی که طرف روزی شش ساعت فیلم سینمایی نگاه میکنه ده ساعت میخوابه و چند ساعت هم تو اینترنت چرخ میزنه و اگر وقت کنه یک چند دست پِس و کانتر هم میزند!
طرف نمیره، میشینه بعدش به ملت گیر میده که چرا نشستید و آیه تقوموا لله مثنی و فردی میخواند.
طرف خودش خودش رو فراموش کرده بعدش مطلب مینویسه "خودمان را فراموش نکنیم"!!
پــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــنـــــــــــــــــوشـــــــــــــــــــتــــــــــــــــ:
خطبه 174 نهج البلاغه: "من شما را به هيچ طاعتي وادار نميکنم مگر آنکه پيش از آن خود عمل کردهام، و از معصيتي شما را باز نميدارم جز آنکه پيش از آن ترک گفتهام."
حدیث امام صادق(ع): "کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلک داعیة"
خطبه 9 نهج البلاغه: "(طلحه و زبیر و پیروان آنها) در آغاز رعد و برقی نشان دادند اما پایانش چیزی جز سستی و ناتوانی نبود، ولی روش ما به عکس آنها بود، ما تا کاری انجام ندهیم رعد و برقی نداریم، و تا نباریم، سیلابهای خروشان به راه نمیاندازیم، برنامه ما عمل است نه سخن!"
اما به نظرم اگر شعاری خوب و لازم باشد فرد خود باید اولین قیامکننده برای تحقق آن در عرصههای مختلف مرتبط با وی باشد.
نمیشود که فردی داعیه آرمانخواهی و عدالتخواهی داشته باشد اما وقتی به عرصههای مختلف زندگیاش نگاه میکنی بین زندگی او و زندگی یک فرد که داعیه این مباحث را ندارد، تفاوتی پیدا نکنی. یا شاید بهتر باشد بگوییم که میشود فردی اینچنینی پیدا کنی اما نباید پیدا کنی!
فردی که در عرصهی سیاسی محافظهکار و مصلحتپرست نیست در عرصهیهای مختلف زندگی خود نیز باید آرمانخواه باشد. گمشدن در جریان عادی زندگی روزانه و تنسپردن به یک زندگی حداقلی و عدم تلاش برای بر هم زدن مناسباتی که بر اثر دیدگاههای نادرست در زندگیمان وارد شدهاست مخالف آرمانخواهی است.و ایضا موارد اینچنینی را میتوان برای عدالتخواهی و آزاداندیشی و ... نام برد. که خودتان زحمتش را بکشید!
طرف برای گسترش فرهنگ انقلابی نمایشگاه کتاب برگزار میکنه ولی عمرا خودش چهارتاشو خونده باشه!
طرف میره دعوا میکنه با مسئولین که چرا شما محافظهکارید و بعدش خودش هم تریپ آرمانخواه برمیداره ولی وقتی میری نگاه میکنی میبینی که طرف روزی شش ساعت فیلم سینمایی نگاه میکنه ده ساعت میخوابه و چند ساعت هم تو اینترنت چرخ میزنه و اگر وقت کنه یک چند دست پِس و کانتر هم میزند!
طرف نمیره، میشینه بعدش به ملت گیر میده که چرا نشستید و آیه تقوموا لله مثنی و فردی میخواند.
طرف خودش خودش رو فراموش کرده بعدش مطلب مینویسه "خودمان را فراموش نکنیم"!!
پــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــنـــــــــــــــــوشـــــــــــــــــــتــــــــــــــــ:
خطبه 174 نهج البلاغه: "من شما را به هيچ طاعتي وادار نميکنم مگر آنکه پيش از آن خود عمل کردهام، و از معصيتي شما را باز نميدارم جز آنکه پيش از آن ترک گفتهام."
حدیث امام صادق(ع): "کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلک داعیة"
خطبه 9 نهج البلاغه: "(طلحه و زبیر و پیروان آنها) در آغاز رعد و برقی نشان دادند اما پایانش چیزی جز سستی و ناتوانی نبود، ولی روش ما به عکس آنها بود، ما تا کاری انجام ندهیم رعد و برقی نداریم، و تا نباریم، سیلابهای خروشان به راه نمیاندازیم، برنامه ما عمل است نه سخن!"