داخلی » يادداشت » جبهه مقاومت جهانی
در مقاله ای از "ريکاردو آله مائو آبرئو" آمد:
هشدار حزب کمونیست برزیل درباره تجاوز به ایران
31 مرداد 1389 ساعت 2:36
بسياری از کارشناسان سياسی، روشنفکری و نظامی، از آنجمله برخی در ايالات متحده آمريکا، فکر میکنند که احتمال اينکه يک جنگ عليه ايران، «جنگ اوباما» بشود وجود دارد، همانطور که جنگهای افغانستان و عراق که اوباما به آنها ادامه داد، جنگهای بوش بودند.
ريکاردو آله مائو آبرئو *
دبير روابط بينالملل حزب کمونيست برزيل
تعميق بحران ساختاری سرمايهداری و پیآمدهای اقتصادی و سياسی انحطاط نسبی کشورهای امپرياليستی ايالات متحده و اروپايی به درگيریهای بالقوه جديدی در وضعيت انتقالی بينالمللی دامن میزنند. تاريخ به ما میگويد که اين شرايط ممکن است به بیثباتیها، تنشها و درگيریهای مسلحانه جديد بيانجامد. و ايالات متحده آمريکا و ناتو برای چند قاره نقشههای جنگ دارند.
امپرياليسم مايل نيست بدون مقاومت از قدرت خود دست بردارد. يک نمونه اخير چيزی است که بعد از توافق ميان برزيل، ايران و ترکيه اتفاق افتاد. موافقتنامه ديپلماتيک، يک پيروزی برای نيروهای پيکارگر برای صلح، حاکميت و حق تعيين سرنوشت خود بود، و نيات واقعی امپرياليسم ايالات متحده آمريکا و متحدين اروپايی آن را نشان داد که به صلح علاقهای ندارند، بلکه در پی جلوگيری از پيشرفت تکنولوژيک ملتهای ديگر هستند تا انحصار خود بر انرژی اتمی را - حتا اگر برای مقاصد مسالمتآميز باشد- تضمين نمايند و انقياد کشورها را در يک نظم جهانی که بر سرکوب و جنگ امپرياليستی قرار دارد، گسترش دهند.
آمريکا ممکن است يک «جنگ پيشدستانه» عليه ايران را شروع کند
تصويب تحريمهای جديد شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران و تحميل تحريمهای اضافی يکجانبه از طرف ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپايی هدف حفظ کنونی قدرت را، که ويژگی آن هژمونی ايالات متحده آمريکا، و اختناق گرايشات به سمت چندقطبی و نقشهای بينالمللی جديدی است که کشورهايی مانند برزيل میتوانند ايفا نمايند، دنبال میکند.
استراتژیها نظامی و امنيت ملی جديد ايالات متحده آمريکا و باراک اوباما رييسجمهور آن، لفاظانه همکاری و چندجانبهگرايی را ارتقاء میدهند. اما، در عمل آنها مسير تحميل منافع خود با استفاده از افزارهای زور و جنگ را حفظ میکنند. برطبق اين استراتزیهای جديد، ايالات متحده آمريکا با ادعای اولويت دادن به منع گسترش اتمی، به خود حق میدهد به نام «منافع حياتی» خود يا متحدين خود- مانند اسرائيل- در «شرايط نامتعادل» عليه هر کشوری، بدون توجه به اينکه سلاحهای اتمی دارد يا نه- مانند ايران- به حمله با سلاحهای اتمی متوسل شود. به عبارت ديگر، قدرت ايالات متحده آمريکا، بدون توجه به هزينه آن برای بشريت، بايد حفظ شود.
واقعيات لفاظی را نفی میکند. بعد از گذشت يکسال و نيم از عمر دولت اوباما، به طور فزايندهای روشن میشود که منافع قدرت امپرياليستی مهمتر از سخنرانیهای انتخاباتی است. ايالات متحده آمريکا در سال ۲۰۱۱، ٧٨۰ ميليارد دلار در نيروی مسلح خود سرمايهگذاری خواهد کرد، بودجهای که از پايان جنگ دوم جهانی بیسابقه است، و ۴٩% بيشتر از بودجه سال ۲۰۰۰ و بيشتر از کل بودجه نظامی تمام ديگر کشورهای جهان است. ايالات متحده آمريکا بر حفظ پايگاههای نظامی در سراسر جهان، مانند جزيره آفريقايی ديهگو گارسيا، با هدف يک حمله محتمل عليه خاورميانه و آسيای مرکری، پافشاری میکند.
ايالات متحده آمريکا و ناتو برای به اصطلاح «ضربه غيراتمی سريع جهانی» آماده میشوند. در حالی که ناتو ماهيت خود را تغيير میدهد، عمليات در تمام قارهها و درياها را شروع میکند، حتا جزاير فالکلند و ديگر قلمروهای نزديک به آمريکای جنوبی، بالفعل يا بالقوه پايگاههای نظامی برای ائتلاف تجاوزگر هستند. نيروهای ويژه ايالات متحده آمريکا، متخصص در عمليات جنگی مخفی، در مأموريتهای جاسوسی، خرابکاری و «بیثباتسازی» در حال حاضر در ٧۵ کشور فعاليت میکنند، در حالی که يک سال پيش در ۶۰ کشور فعاليت میکردند. «يک افسر ارشد نيروهای ويژه آمريکايی گفت که «جهان يک ميدان جنگ است».
تجاوزگری عليه ايران شدت يافته است. از ديد امپرياليسم، ايران بايد مهار شود و ترکيه- متحد قديمی و عضو ناتو- بايد دوباره فتح شود، تا سلطه آن بر خاورميانه و آسيای مرکزی «به هم نخورد». ايالات متحده آمريکا و اسرائيل برای يک تجاوز نظامی احتمالی آماده میشوند، نيروهای دريايی خود را از کانال سوئز به سمت خليج فارس، نزديک سواحل ايران، اعزام کرده اند. آنها با عربستان سعودی برای استفاده از حريم هوايی آن برای وارد کردن ضربات نهايی مذاکره میکنند.
سناريوی ايالات متحده آمريکا شبيه سناريويی است که در جنگ عراق دنبال شد، با فشارهای ديپلماتيک، اقدامات محدود کننده در سازمان ملل، يک کارزار رسانهای مبتنی بر جعليات، ادعای زيرپا گذاشتن نهايی تحريمها، و شروع نقشه مداخله نظامی، مستقيم يا غيرمستقيم از طريق اسرائيل. بسياری از کارشناسان سياسی، روشنفکری و نظامی، از آنجمله برخی در ايالات متحده آمريکا، فکر میکنند که احتمال اينکه يک جنگ عليه ايران، «جنگ اوباما» بشود وجود دارد، همانطور که جنگهای افغانستان و عراق که اوباما به آنها ادامه داد، جنگهای بوش بودند.
تشديد حضور نظامی ايالات متحده در خاورميانه، آسيای مرکزی و آمريکای لاتين
در آسيای مرکزی و خاورميانه، يعنی يک منطقه استراتژيک برای سلطه جهانی امپرياليسم، ايالات متحده آمريکا و متحدان آن در ناتو حضور نظامی خود در افغانستان را افزايش میدهند، جنگی را که بيشتر از جنگ عليه ويتنام طول کشيده، طولانیتر میکنند و به اشغال نظامی عراق ادامه میدهند. با اين وجود، مقاومت ملی و مردمی در آن کشورها درهم شکسته نمیشود. اخيراً، آن شکست در افغانستان رييسجمهور آلمان را، بعد از آنکه او مرتکب بیمبالاتی اعتراف علنی به منافع نواستعماری در منطقه شد، مجبور به استعفا کرد. ديپلماسی يانکی برای ايجاد پايگاههای نظامی جديد در آذربايجان، شبيه پايگاههای موجود در قرقيزستان و ديگر کشورهای همجوار، به آذربايجان فشار وارد میکند.
ايالات متحده آمريکا و اسرائيل سوريه و نيروهای ميهندوست در لبنان را تهديد میکنند، از اشغال فلسطين و محاصره جنايتکارانه نوار غزه حمايت میکنند، امری که به روشنی از طرف کاروان دريايی که بزدلانه مورد حمله نيروهای نظامی اسرائيل قرار گرفت، محکوم شد.
در آسيا، ايالات متحده آمريکا اخيراً با کرۀ جنوبی يک مانور نظامی عظيم برگزار کرد. سپس، دولت کرۀ شمالی متهم به غرق کردن يک کشتی کرۀ جنوبی شد، در حالی که اين ظن وجود دارد که نيروهای نظامی و جاسوسی آمريکايی برای ايجاد تنش مصنوعی با کرۀ مردمی و منزوی کردن بينالمللی آن، يک مين در آن کشتی تعبيه کردند.
علاوه بر اين اهداف، ايالات متحده آمريکا میخواست بر انتخابات در کرۀ جنوبی تأثير بگذارد و نخستوزير ژاپن را مجبور کند قولی را که در کارزار انتخاباتی داده بود بشکند و پايگاههای نظامی [آمريکايی] را در ژاپن، به ويژه در اوکيناوا، نگه دارد. در ژاپن، پايگاههای نظامی حفظ شدند و نخستوزير استعفا داد.
رويارو با اعلام مانورهای نظامی جديد و حتا بزرگتر از طرف ايالات متحده آمريکا و کرۀ جنوبی در دريای زرد، با شرکت ناو هواپيمابر جورج واشنگتن، روزنامه حزب کمونيست چين نسبت به «خطرات برای صلح و ثبات منطقهای» هشدار داد و «مخالفت سرسختانه» با يک «خصومت ديگر عليه چين» را اعلام کرد.
در آمريکای لاتين فشارها عليه انقلاب کوبا، همچنين تهديدات عليه ونزوئلا- که مراکز اطلاعاتی در واشنگتن آن را «خطر اصلی» عليه ايالات متحده آمريکای در قاره آمريکا در آمريکای جنوبی و مرکزی میدانند- تشديد شده است. ايالات متحده آمريکا بعد از فعال کردن دوباره ناوگان چهارم، پايگاههای جديدی، مانند پايگاههايی که در هندوراس به کودتا کمک کردند، احداث میکند. به بهانه ارايه کمک بشردوستانه به هائيتی بعد از زمينلرزه در اوايل امسال، بيش از ۱۵ هزار سرباز به آن کشور منتقل شدند.
طی چند روز گذشته، بيش از ٧ هزار سرباز، ۴۶ کشتی، ناو هواپيمابر، زيردريايی و هلیکوپتر در پايگاههای واقع در کوستاريکا، در ظاهر برای مقابله با قاچاق مواد مخدر، مستقر شده اند. دولت کلميبا خط تعيين شده از طرف ايالات متحده آمريکا برای مبدل کردن آن کشور به اسرائيل آمريکای لاتين و کارائيب را دنبال میکند.
هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه اوباما، واکنش ديپلماتيک امپرياليستی عليه برزيل را هدايت میکند. بعد از کشورهای دارنده سلاحهای اتمی، برزيل پيشرفتهترين برنامه اتمی با اهداف مسالمتآميز را دارد- حتا پيشرفتهتر از برنامه اتمی ايران. به اين دليل، تهديد عليه ايران يک تهديد غيرمستقيم عليه برزيل نيز هست، که با فشار روبهروست و میتواند قربانی بعدی باشد. اين دقيقاً ابتکار برزيل و ترکيه را که به موافقتنامه برزيل- ايران- ترکيه انجاميد، توضيح میدهد.
ايالات متحده آمريکا، غافلگير از پيروزی لولا و ناراضی از سياست خارجی آن در چند موضوع، مانند مقاومت در مقابل کودتا در هندوراس، هر چه میتواند برای منزوی کردن برزيل انجام میدهد. کمی بعد از اعلام موافقتنامه، آژانس بينالمللی انرژی اتمی به خطر اينکه برزيل سلاحهای اتمی توليد کند اشاره نمود و بازرسیهای مداخلهگرانه جديد در برنامه اتمی ما را اعلام کرد.
تهاجم نظامی امپرياليستی جهانی به سطح بیسابقهای رسيده است. با اين وجود، به هيچوجه نمیتوان چرخ تاريخ را متوقف کرد. سرمايهداری، در مرحله امپرياليستی آن، از نظر تاريخی نظام متروکی است که در مسير رو به زوال خود خون و ويرانی میپراکند. مقاومت خلقها و کشورهای تحت ستم در خاورميانه، در آسيای مرکزی و ديگر بخشهای جهان شکست را به امپرياليسم تحميل میکند. در قاره ما، آمريکای لاتين، نيروهای مردمی، دمکراتيک و ضدامپرياليستی هنوز رشد میکنند. مردم برزيل برای نگه داشتن برزيل در مسير پيشرفته آن در انتخاباتی که در اکتبر برگزار خواهد شد، برای حفظ سياست خارجی مستقل آن، دفاع از صلح، حق توسعه و برای يک جهان چندقطبی مبارزه میکنند. صلح جهانی و سوسياليسم هرگز مانند امروز برای بشريت ضروری نبوده اند.
---------------------------------------------------------------------------------
* این مطلب پیش از این در سایت عدالت منتشر شده است.
انتهای پیام/ب