اشاره: دكتر "جمشيد پژويان"، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، خود را طراح و پشتيبان اصلي طرح هدفمند سازي يارانهها ميداند. وي ادعا ميكند كه 30 سال است كه در اين زمينه تحقيق و مطالعه كرده است. وي همچنين ادعا ميكند در ايران كسي نيست كه مدرك دكتراي اقتصاد گرفته باشد و دانشجوي او نباشد.
از جمله شاگردان وي، دكتر "شمسالدين حسيني" و دكتر "محمد رضا فرزين"، وزير اقتصاد و معاون وي هستند كه تمام تلاش خود را براي اجرايي كردن رهنمودهاي استاد خويش به كار گرفتهاند.
به عقيده جمشيد پژويان، كه به تاكيد خود وي آنچه برايش ملاك است "اقتصاد لیبرالی فریدمنی" است، "كساني كه ساز مخالف با اجراي هدفمندي يارانهها را ميزنند، اقتصاددان نيستند و اقتصاد را هم بلد نيستند."
وي امروز در گفتگو با خبرگزاري فارس، با تاكيد بر اينكه دولت بايد طرح هدفمند كردن يارانهها را "به هر قيمتي اجرا كند"، تصريح ميكند: "ما اكنون در آزادراه مسابقه جهاني هستيم كه هم داريم ماشينمان را ميسازيم و هم اينكه خودمان را به اين آزادراه مياندازيم".
متن كامل اين گفتگو در ادامه ميآيد./جناب عالي 30 سال در زمينه هدفمند كردن يارانهها تحقيق و مطالعه داشتهايد و بر روي پروژههاي مختلفي نيز در اين باره كار كردهايد. از طرفي در حالي كه بسياري از اقتصاددانان به برنامههاي دولت در اين باره با ترديد نگاه ميكنند و درباره مكانيزمهاي اجراي طرح مانند بازتوزيع نقدي انتقاد دارند، شما تنها سفت و سخت از برنامه دولت در اين باره حمايت ميكنيد و گاهي نزديكي شما با دكتر فرزين و دكتر حسيني وزير اقتصاد اين تلقي را به وجود ميآورد كه يكي از شما پشتوانههاي مهم كارشناسي طرح دولت براي هدفمندكردن يارانهها هستيد، يكي از مشكلات اصلي دولتها براي هدفمندي شناسايي جامعه هدف يا همان اقشار آسيب پذير بوده است. در دو سال گذشته نيز دولت تلاش كرد از طريق جمع آوري فرمهاي اطلاعات اقتصادي خانوار اين مشكلات را حل كند، اما اين اقدام در عمل با شكست مواجه شد. تحت اين شرايط دفاعتان از اجراي طرح براي چيست؟پژويان: دفاع من از طرح و پروژه است، از طرحي كه خودم پشتيبانش هستم و خودم طراحي كردم، من درباره يارانهها و مالياتها 30 سال پيش اين حرفها را زدم يعني قبل از اينكه موضوع به اين وخامت كشيده شود. زماني هم كه مجلس قيمت حاملهاي انرژي را تثبيت كرد، خيلي تلاش كردم از طريق دوستان و دانشجويانم در دولت و مجلس جلوي تصويب اين طرح را بگيرم اما نشد. اين طرح، قيمتها را تثبيت كرد و الان كار را به اينجا كشاند، اما واقعيت اين است كه ما هيچ وقت روند اصلاح قيمتها را در پيش نگرفتيم.
مطلب بسيار ساده در اقتصاد اين است كه آنچه توليد ميشود با توجه به ارزشي كه دارد و به آن هزينه فرصت ميگوئيم، دقيقا به همان ارزش به فروش ميرسد، چون در غير اين صورت اين ناكارآيي بوجود ميآيد يعني اگر قيمت اين ليوان چاي را كه در دست من است، 20 تومان تمام شده باشد و 15 تومان بفروشيم بالاخره اين 5 تومان از كجا بايد جايگزين شود، يا بايد توليد متوقف شود و ديگر چايي توليد نكنيم، يا از جايي اين 5 تومان را بايد جايگزين كرد. نكته دوم اينكه وقتي چاي براي مصرف كننده ارزان تمام شود مصرف آن هم بيشتر ميشود و اين درباره تمام كالاها صدق ميكند. وقتي قيمت كالاها درست تعيين نشود اين مشكل به وجود ميآيد، واي به زماني كه شما بخواهيد قيمتها را ثابت نگه داريد در حالي كه تورم هم روز به روز بالا ميرود مثلاً تورم در هر 4 سال قيمت كالا را دو برابر ميكند و شما قيمت كالايي را همچنان ثابت نگه ميداريد.
سؤال مطرح در اين جا اين است كه از كجا بايد اين تفاوت قيمت را جبران كنيم؟ هزينه آنرا چه كسي بايد بپردازد، مگر اينكه خود مردم بدهند. در هيچ كجاي دنيا سراغ ندارم خود دولت توانسته باشد از سقف آسمان منابعي را گرفته باشد، دولت چيزي ندارد، غير از آنچه متعلق به مردم است. اگر چيزي به شما ميدهد بايد از جايي ديگر بگيرد و به شما بدهد، منبع خاصي ندارد. مردم بايد اين مسئله را متوجه شوند و از اينكه دولت يارانه ميپردازد خوشحال نباشند، بلكه ناراحت باشند يا از خود سئوال كنند كه آيا اين يارانهاي كه دولت ميدهد نفعش بيشتر است يا هزينهاي است كه بر اساس آن يارانه تأمين ميشود و احياناً مالياتي است كه عدهاي ميدهند؟
نفت هم مال دولت نيست، نفت بدترين نوع ماليات است و در كشور ما وجود دارد، نفت به طور يكسال متعلق به آحاد جمعيتي است كه در اين سرزمين متولد ميشوند و شما با پرداخت يارانه به طور يكسان از همه اقشار دارا و ندار جامعه ماليات ميگيريد، يعني پيرمردي كه كنار جوي آب نشسته و نان خشكش را گاه با آب جوي خيس ميكند، به همان اندازه ثروتمندترين فرد كه احياناً هواپيماي شخصي دارد و در بهترين هتلهاي دنيا گردش ميكند، سهم يارانه ميپردازد كه اصلاً نه صحيح نه وجداني است و نه از نظر اقتصادي كار آمد است، به اين معني كه شما از همان آدم فقير و ثروتمند به يك اندازه بگيريد و به انرژي تخصيص دهيد، مثلا گازوئيلي شود كه به توليدكننده نسبتاً رايگان پرداخت ميشود و نتيجه اين ميشود كه توليد كننده تكنولوژي كه متعلق به 50 سال پيش است را نگه ميدارد و توليد ناكارآمد و پرهزينه را ادامه ميدهيم، به همين دليل است كه از هر توليدكنندهاي در دنيا وحشت داريم. يعني من در داخل مملكت توليد ميكنم، نه گمرك، نه ماليات و نه عوارضي ميدهم و نه هزينه حمل دارم، در عين حال از توليدات كشورهايي كه تمام اين مسيرها را طي ميكند، عوارض ميدهند، ماليات ميدهند و .... ميترسم، چرا صنايع ما بايد اينطوري بترسند براي اينكه من انگيزه ندارم تكنولوژي را تغيير بدهم. توليدكنندهاي ميگفت براي هر يك كيلوگرم از يک کالاي خاص 100 تومان انرژي هزينه ميكنم در حالي كه در دنيا 25-20 تومان انرژي هزينه ميشود و از نظر كيفيت هم خيلي بهتر از توليد ما است.
اينها واقعيتهاي اقتصادي است، ما چشممان را بستهايم، متأسفم اگر اقتصادداناني اينها را ميدانند ولي چشمشان را بستهاند. در آن صورت اقتصاددان نيستند و مسير سياسي را ميپيمايند. ما گروههاي سياسي در اين كشور فراوان داريم، كساني كه حرف اقتصادي ميزنند اما الفباي اقتصاد را نميدانند و نميشناسند، اما يك چيز مهم است و آن اينكه اگر اين حرفهاي غير كارشناسي در مردم نفوذ دارد جنايت است كه ما بخواهيم، حقيقت را به مردم وارونه بگوييم. تداوم شرايط موجود براي ما غير ممكن است، اينكه صرفاً نفت را استخراج كنيم كه روزمرگي داشته باشيم، هيچ سودي نخواهيم داشت به ويژه اينكه در آينده و قبل از تمام شدن نفت، سوخت جايگزين در دنيا توليد خواهد شد.
آنچه مهم است مسئله كارايي اقتصادي و توليدات است تا بين مردم توزيع و رفاه ايجاد شود، اين مسئله كه چگونه در توزيع يارانه ها رعايت كنيم تا عدهاي فقيرتر نشوند، يا احياناً براي كساني كه بنابه دلائلي دچار فقر هستند، دسترسي به منابع را بيشتر فراهم كنيم، بحث جديدي نيست. اينكه ما در اقتصاد عدم كارايي ايجاد كردهايم شفاف و روشن است و يك نفر هم آن را انكار نميكند، اما اين كه يارانهاي كه قبلاً داشتيم چه بود؟ اين است كه در حال حاضر حاملهاي انرژي را به تعداد فراوان قشر مرفه جامعه مصرف ميكند و هزينه آن را قشر محروم پرداخت ميكند، بنزين را به عنوان مثال طبقات مرفه و بعد متوسط استفاده ميكنند، يا برق را كساني كه امكانات مالي خوب، لوستر، چندين اطاق و غيره دارند نه اينكه كسي كه يك شعله در يك اتاق خود دارد، استفاده ميكند.
شايد نزديك به 30 تا 40 درصد مردم اين جامعه مستقيماً مصرفي براي بنزين ندارند، در روستاهاي ما ساكنان طي 15 تا 20 دقيقه ابتدا تا انتهاي ده را طي ميكنند، در شهرهاي كوچك هم همينطور. اين گروههاي جامعه چقدر از يارانه بنزيني كه پرداخت شده بهره بردهاند، برق و گاز هم همينطور، هنوز روستاهاي دور افتادهاي هستند كه گاز مصرف نميكنند و به جاي نفت سفيد از هيزم استفاده ميكنند "اين واقعيتي است كه اگر يارانه را برميداريد، آن را از قشر مرفه برميداريد نه از روستايي كه استفاده نميكند".
كساني كه ساز مخالف با اجراي هدفمندي يارانهها را ميزنند، اقتصاددان نيستند و اقتصاد را هم بلد نيستند، اينها آدمهاي سياسي هستند.
درباره ضرورت هدفمند كردن يارانه ها در كشور همه متفقالقول هستند، بحث هدفمند كردن يارانهها در تمام دولتها مطرح بوده است، اما مهمترين مسئله مكانيزم اجراست، عدهاي معتقدند در حال حاضر اقتصاد در وضعيت ركودي به سر ميبرد، حقوق و دستمزدها سالهاست كه براساس مبناي نرخ تورم رشد نكرده و قدرت خريد قشر حقوق بگير را كاهش داده است،با اين شرايط در صورتي كه يارانهها را هدفمند كنيم و حتي باز توزيعي نيز صورت گيرد، بازهم تورم براي اقشار آسيبپذير كمرشكن خواهد بود؟پژويان: من در زمان دولت هاشمي رفسنجاني 2 طرح را اجرا كردم، طرح حمايت از اقشار آسيبپذير براي وزارت اقتصاد و دارايي و زمان مرحوم محسن نوربخش درباره اينكه چطور يارانهها را هدفمند كنيم. پس از آن بود كه برخي به فكر هدفمند كردن يارانهها افتادند. در دولت خاتمي خواستند يارانهها را هدفمند كنند، مطالعات من به اينجا رسيد كه به آنها بگويم كه اجراي هدفمندي يارانهها به شكلي كه شما ميخواهيد، مقدور نيست، به دليل اينكه در اقتصاد ايران به قدري فقر پراكنده است كه شما نميتوانيد به طريق اثباتي گروهي را شناسايي كرده و بگوييد فقير هستند يا ثروتمند؟
به عنوان مثال يك مطالعه من براي مركز پژوهشهاي مجلس نشان داد وضعيت اقتصادي بخش قابل توجهي از زنان خودسرپرستي كه زير خط فقر قرار دارند و به اين عنوان تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي هستند، تفاوت فاحش با متوسط جامعه ندارد و برعكس، آنهايي كه در بالاترين درجه درآمد هستند از ثروتمندترين سرپرستهاي مرد وضعشان بهتر است،به عبارتي مجموع زنان خودسرپرست از نظر آماري زير پوشش كميته و بهزيستي هستند و همچنان اين فقر وجود دارد،يعني ثروتمندترينها هم تحت پوشش بودند.
چقدر اين مسائل فاجعه است! يعني نمايشهايي براي حمايت و در جايي كه همه چيز دروغين است.
بنابراين در بررسيها معلوم شد، نميشود با يك سري گزينههاي مشخص بگوييد كه اين گروهها ثروتمند يا فقير هستند، حتي در بين كارفرمايان هم فقير پيدا كردم. آنچه كه در دنيا براي پوشش اين مشكلات معمول است، تأمين اجتماعي و نظام پرداختها، ماليات مجموع درآمد است، اين نظام يعني ماليات مجموع درآمد از پايههاي بهبود درآمد و پايههاي عدالت بود كه متاسفانه در دولت خاتمي حذف شد. در آن دوره اعلام شد يارانهها را هدفمند ميكنند، نتوانستند و نكردند، الان هم من اعتقاد ندارم كه برنامههاي فعلي هدفمند كردن كامل يارانههاست، ولي اعتقاد من اين است كه در اين دولت نظام، تأمين اجتماعي، پرداختها، ماليات مجموع درآمد را تبديل كنيم به آنچه كه چتر حمايتي است.
شما خودتان ميگوييد كه پشتوانه كارشناسي طرح دولت براي هدفمند كردن يارانهها هستيد، تا چه اندازه از مشاوره شما در دولت استفاده ميشود؟پژويان: دكتر فرزين و دكتر حسيني وزير اقتصاد دانشجويان من هستند، قبل از آن هم دكتر دانشجعفري هم از دانشجويان من بودند، دكتر محسن نوربخش هم دوست من بود. من كارشناس اقتصادي هستم و هدف من دولت است، همينجا هم كه نشستهام هيچ نفع مالي ندارد و اگر روزي احساس كنم براي مردم مفيد نيستم، ميروم.
اينجا - مركز ملي رقابت- نه تنها براي من نفعي ندارد بلكه هزينهاش كمرشكن است، ما بايد به سمتي برويم كه مشخص است، منابعي كه در اين كشور داريم، قطعاً جزو 20 درصد بالاي دنياست به ويژه در ثروت انساني، منابع طبيعي و امكان دستيابي به تكنولوژي از طريق درآمد نفت، چرا بايد پايين 20 درصد باشيم، فقط به خاطر ضعف مديريت اقتصادي. اگر تعريفي كه من كردم يعني اينكه اكنون فقير پول چاي ثروتمندان را ميدهد، گام نخست اين است كه ثروتمند خود پول چايش را بدهد، اين مثبت نيست؟ حال وقتي ثروتمندان را از شمول اين يارانه حذف كرديم، چون نميتوانيم اقشار فقير را شناسايي كنيم،حداقل آن را به طور مساوي بين مردم تقسيم كنيم.
اگر بنا به تقسيم مساوي باشد، در حال حاضر اين كار انجام نميشود؟پژويان: فرض كنيد من ماهانه 5 ميليون تومان درآمد دارم، اگر ماهانه 50 هزار تومان به من بدهند نسبت به 5 ميليون تومان چه ارزشي دارد؟ اما براي كسي كه 200 هزار تومان درآمد ماهانه دارد، 50 هزار تومان خيلي كارآيي دارد، در نتيجه زماني پرداخت مساوي يارانه ظاهر ماجراست اما رفاهي كه به فرد فقير ميدهد خيلي بيشتر از فرد غني است.
در گام بعد ميتوانيم به آنهايي كه كت و شلوارشان كات پاريس است و به هر حال وضعيت مناسبي دارند، بگوييم لطف كنيد اين يارانهها را نگيريد در غير اينصورت جريمه ميشويد، در اين صورت 10 تا 20 درصد داوطلبانه كنار ميروند. اگر به اين اقشار بگوييم در صورت گرفتن يارانه جريمه ميشويد، نه 50 هزار تومان براي آنها مهم است و نه جريمهاش، اما آنها نگران اين هستند كه در صورت دريافت يارانه داراييهايشان مورد تجسس قرار گيرد، بنابراين از خيرش ميگذرند.
در عين حال نظام پرداخت نقدي يارانهها موقت است، تا اينكه سيستمهاي ديگر مانند نظام فراگير اجتماعي و يا مالياتها اجرا شود. نكته بعد اينكه اصلا احتياجي نيست در صورت اجراي طرح تورم به وجود بيايد زيرا تورم را ميتوان با نقدينگي كنترل كرد، اينطور نيست كه اين پول نقد، تورمزاست، ماجرا اين است كه اين پول از جيبها جابجا ميشود، نه اينكه پول جديدي چاپ شود.
نكته مهم اين است در درجه اول در بين مردم ايجاد ترس نكنيم كه به انبار كردن مايحتاجشان روي بياورند و تورم انتظاري به وجود آيد،حتي ميشود در بحث هدفمندي يارانهها انتظار داشت قيمت برخي كالاها پايين بيايد. اما ما داريم برعكس به جامعه انتظارات تورمي ميدهيم. مثلاً كارشناسان مركز پژوهش مجلس از يك مسير كاملاً غير علمي -كه آرزو ميكنم آنهايي كه دانشجويان من بودند دوباره سركلاس من مينشستند تا همهشان را مردود كنم زيرا نسبت به مردم احساس گناه ميكنم- ميآيند از جدول داده و ستانده تورم را استخراج ميكند كه بسيار ابتدايي و خندهدار است. البته ممكن است دولت روش اجرايي را آنقدر اشتباه و غلط انجام دهد كه ما مشكلاتي داشته باشيم، ممكن است دولت بستههاي تكميلي را به اجرا نگذارد كه باعث خواهد شد ما به اهداف اصلي نرسيم، اينها ممكن است اما بحث اين است بجاي اينكه دوستان نواقص اين طرح را يادآوري كنند و مكملهاي آنها را بگويند، مانند تغيير نرخ استهلاك، تبعيض در نرخ مالياتي، بسته پولي بانكي و گمركي، قانون كار و تأمين اجتماعي، ترس و تورم انتظاري در جامعه را سبب مي شوند.
شما وقتي چنين علامتي را به اقتصاد ميدهيد، توليد كنندهاي كه ميخواهد ماشين ريسندگي بياورد، ميبيند واقعاً الان وقتش است و بايد بياورد، اما ممكن است براي انجام اين كار منابع كافي يا انگيزه نداشته باشد، دولت يارانه هدفمند ميدهد ميگويد برو اين ماشينآلات را بياور و من با شما شريكم، 70 درصد شريك هستم، اگر آوردي سال اول 70 درصد را مستهلك كن، اين سود به جاي اينكه ماليات بدهد 50 درصد آن معاف است، براي اينكه خيالش هم راحت باشد ميگويد اين 50 درصد را در مدت 5 سال پرداخت كند. كه اين خودش يارانه مستقيم است.
شما ميگوييد كه هدفمند كردن يارانهها نياز به بستههاي مكمل دارد، اگر بستههاي مكمل هم زمان اجرا نشود، هدفمند كردن يارانهها موفق نخواهد بود؟پژويان: بله، اجرا نكردن بستههاي مكمل، تضمين هدفمندي يارانهها را پايين ميآورد، ما اكنون در آزادراه مسابقه جهاني هستيم كه هم داريم ماشينمان را ميسازيم و هم اينكه خودمان را به اين آزادراه مياندازيم، براي اينكه به سرعت اين كار انجام شود نيازمند بستههاي مكمل است، اگر اين بستهها به ويژه در بخش اجرايي قوي باشد، انگيزه و سرعت را بيشتر ميكند، مثلاً آيا تا به حال مجلس از دولت خواسته كه اين يارانهها را چطور ميخواهد بدهد.
دولت 7 محور تعيين كرده كه بايد اين 7 محور به موازات هم پيش بروند، اما اينطور نيست مثلاً از ارزشگذاري پول ملي خبري نيست، نظام باز توزيع ميگويند اجرا شد، اما اثري از تحول در نظام توزيع مشاهده نميشود، وقتي آقاي كرد زنگنه در سازمان مالياتي بود ميگفت طرح جامع مالياتي را اجرا ميكنيم اما تا الان خبري نيست، با اين شرايط چطور اجراي طرح هدفمندي را ميتوان تضمين كرد؟پژويان: من اين محورها را قبول ندارم. از يك طرح دفاع ميكنم به شرطي كه اين طرح آن طور كه معتقدم اجرا شود، همين اصلاحات مالياتي بيش از 10 سالش است و براي همين مورد چارچوب رهنمودش را به وزارت اقتصاد و دارايي دادم ولي آنهائيكه اين كار را ميخواهند اجرا كنند نميدانند ماليات چيست، به همين دليل است كه دور خودشان ميچرخند مثلاً گفتم اصلاح قانون كار بهرهوري را بالا ميبرد، همين كارگر اينجا را اگر الان ببرند ژاپن بهرهورترين كارگر دنيا ميشود. مسئله مهم اين است كه نه مجلس و نه دولت كامل گوش به حرف من نميدهد، هر كدام تا مسيري ميآيند و بعد شروع ميكنند ساز خودشان را زدن، حتي گاهي مواقع مـتأسفانه ميخواهند چيزي گفته باشند تغييراتي ميدهند كه كار را خرابتر ميكند، اينجاست كه شما رسانهها هستيد كه بايد اصلاح كنيد.
مكانيزمهاي اجرا مهم است. اگر دولت در هدفمند كردن يارانهها شكست بخورد چه اتفاقي ميافتد كما اينكه در ماليات بر ارزش افزوده هم اين اتفاق افتاد. بازارها را بستند و نارضايتي ايجاد شد.پژويان: اتفاقاً مسئله همين است، خوب شورش كنند، ببخشيد اشتباه بزرگ دولت همين بود. ميخواهند بازار را ببندد و بگذار ببندند تا كي ميخواهند بندند و از كجا ميخواهند نان بخورند، بازار طلافروشان ميخواهد ببندد چه بهتر، البته شرمنده خانمها ولي ببندد. دولت براي اجراي طرحي كه منافعش براي كشور روشن است بايد قاطعيت داشته باشد.
البته يك نكته اين است كه گاهي هم مسئله سياسي است ، اينكه بنده عضو گروهي باشم و براي اين گروه منافع كشور مهم نباشد.
ممكن است من از آقاي وزير اقتصاد خوشم نيايد، زماني كه ميبينيم اين طرح براي 70 ميليون سود دارد بايد مقداري انصاف داشته باشم اما اگر بگويم چرا كه به اسم ايشان تمام ميشود؟ اين واقعا بيانصافي است.
آيا منظور شما اين است كه اين طرح به هر قيمتي اجرا شود؟پژويان: بله همينطور است، راه حل وجود دارد، مي توان اين طرح را با كمترين هزينه و بالاترين درجه موفقيت انجام داد.
آقايان دكتر فرزين و دكتر حسيني كه شاگردان شما بودند، معلوم است كه در بحث هدفمند كردن يارانهها كاملاً شما را به عنوان كارشناس و وزنه مشارتي قبول دارند، آيا دولت تدابير قابل قبولي در اين باره دارد؟پژويان: تعجب من همين است كه دولت چرا اين بستهها را شفاف مشخص نميكند، دولت بايد بيايد اين بحث را شفاف كند و مجلس هم بپذيرد و تسهيلاتش را ايجاد كند.
شما فرموديد امكانپذير است كه با كمترين هزينه و بالاترين كيفيت اين طرح را اجرا كرد خوب راهكارهاي مورد نظر شما در اين باره چيست؟پژويان: قطعاً دولت ميتوانست هدفمند كردن يارانهها را شروع كند، بدون اينكه كوچكترين بحثي وجود داشته باشد و به راحتي جلو برود، الان هم ميتواند بدون اينكه كوچكترين فشاري باشد، اينكار را انجام دهد.
بحثهاي اقتصادي حساس است، گاهي برخي تحولات در رسانهها هم مطرح نميشود، اما فردا ميبينيم كه شاخص بورس افتاد.امروز شما نميتوانيد اطلاعات را مخفي نگه داريد.پژويان: منظور من در مورد يارانهها اين است كه مثلاً ما الان داريم قيمت تبعيضآميز برق را ميدهيم در حالي كه ميتوانيم طراحي كنيم نگران برق نباشد، برقي كه دولت توليد ميكند، 40 درصد گرانتر از كل دنياست. منظورم كارهايي است كه دولت ميتواند انجام دهد، دولت ميتواند معافيت استهلاكي قائل شود، اينها همه عملي است.
شما گفتيد با مدل داده و ستانده مدل تورم قابل پيشبيني نيست.پژويان: هيچكس نميتواند تورم را پيشبيني كند، هيچ جا اقتصاد چنين اجازهاي را به ما نميدهد.
از نظر شما مدلي كه دولت انتخاب كرده شانس موفقيت دارد؟ تهيه و اجراي بستههاي مكملي كه گفتيد زمانبر است.پژويان: اگر خودخواهي هم باشد، مي گويم اگر گوش به حرف من بدهند با درجه موفقيت بالا اين طرح را ميشود انجام داد.
چه قدر از مشاوره شما استفاده كردهاند؟پژويان: اكثر اين ايدهها از من بوده است يعني زماني كه اينها دانشجوي من بودند، من گفتهام و اينها شنيدهاند و بعد مواردي بوده كه از من سؤال كردهاند،در بعضي جلسات، غير از جلسات رسمي صحبت كردهام، البته خودشان هم آدمهاي صاحبنظري هستند. دكتر حسيني وزير اقتصاد اقتصاددان بسيار خوبي است من فكر ميكنم كسي نيست كه مدرك دكتراي اقتصاد گرفته باشد و دانشجوي من نباشد. دكتر حسيني از بهترين دانشجويان من بود، اولين بار كه در دوره ليسانس او را ديدم كشتيگير هم بود، چون معمولاً فوتباليستها و ديگر ورزشكاران را ميديدم كه خوب درس نميخوانند، گفتم اين هم احتمالا خوب درس نميخواند.اما پايان ترم ديدم كه نمرههاي خوبي با اختلاف زياد گرفته است. فكر كردم شايد بغل دستيها رساندهاند اما ديدم كه نه دانشجوي خيلي خوبي است!
براي ادامه گفتوگو بيش از اين وقت ندارم!
انتهاي پيام/ت