امروز يكشنبه 23 اسفند 1388
Sunday 14 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

وداع با رؤياي دولت مطلوب

احمد مظلومي

16 مرداد 1387 ساعت 1:23
شعارهاي انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد كه به صورت تلويحي به نفي عملكرد جناح راست نيز پرداخت، به تدريج تعديل مي‌شود و رئيس‌جمهور گرايش به معرفي گزينه‌هايي پيدا مي‌کند که تأييدي بر روش‌هاي عملي گذشتگان به شمار مي‌رود.
وداع با رؤياي دولت مطلوب

سيد احمد مظلومي

با معرفي گزينه‌هاي پيشنهادي رئيس‌جمهور براي جانشيني سه وزير كنار گذاشته شده دولت نهم، به نظر مي‌رسد دكتر احمدي‌نژاد، عملا تجديد نظرهايي اساسي در معيارهاي انتصابات خود کرده است و اين حاکي از آن است که وي از تشکيل دولت آرماني وعده داده شده در ابتداي کار مأيوس گرديده است. هر چند هر سه اين وزرا از مجلس هشتم رأي اعتماد گرفتند و بسياري از هواداران دولت اين پديده را پيروزي بزرگي ارزيابي مي‌کنند، اما نگاهي به سوابق وزراي مذکور و همچنين رويکرد انتقادي برخي نمايندگان حامي دولت، نتيجه‌گيري متفاوتي را به ارمغان خواهد آورد.

حذف 9 وزير و به همين ترتيب، چند عضو ديگر هيأت دولت در كمتر از سه سال، اقدامي بي‌سابقه و جسورانه بود كه انتظار مي‌رفت دست‌كم به يكدست‌سازي كابينه و نزديكتر كردن آن به تركيب ايده‌آل رئيس‌جهور منجر شود اما نتايج به دست آمده، حكايتي ديگر را بازگو مي‌كند. 

دكتر احمدي‌نژاد كه در گام نخست تشكيل كابينه، براي به‌كارگيري عناصر مورد نظر خود در چهار وزارتخانه نفت، تعاون، رفاه و آموزش‌وپرورش، با ناكامي روبه‌رو

انتخاب افرادي چون محمدرضا رحيمي و علي كردان كه از همکاران نزديک دولت کارگزاران به شمار مي‌روند، براي دولتي كه يكي از ويژگي‌هاي جدي آن در افكار عمومي، نفي و نقد دولت‌هاي قبل به ويژه رئيس‌جمهور اسبق است، به چه معناست؟
شد، به رغم همه تلاش‌ها، تنها توانست در يكي از اين چهار پست به هدف برسد و علاوه بر آن‌كه در سه وزارتخانه نفت، تعاون و رفاه چهره‌هاي ايده‌آل رئيس‌جمهور نتوانستند عهده‌دار مسئوليت شوند، پس از مدتي نارضايتي از دو وزارتخانه كشور و اقتصاد نيز به آن افزوده شد.

علاوه بر آن‌كه در پست‌هايي نظير بانك مركزي و معاونت حقوقي و پارلماني نيز گفتمان دولت نهم، عملا جاي خود را به رويه گذشته داده و حتي اين شرايط به جايي رسيده است كه گزينه اصلي مورد نظر رئيس‌جمهور براي وزارت كشور كه از قضا وزير پيشنهادي ناكام براي وزارت رفاه نيز بود، در آخرين ساعات، جاي خود را به معاون شناخته شده رئيس سابق سازمان صداوسيما مي‌دهد. همچنين در وزارت اقتصاد يكي از مديران مياني دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات جانشين فردي مي‌شود كه به رغم سوابق همكاري سياسي طولاني با دكتر احمدي‌نژاد، وادار به استعفا شده است.

نتيجه اين اقدامات آن مي‌شود كه حتي نمايندگان و رسانه‌هاي مكتوب و اينترنتي حامي دولت نيز تغييرات را قهقرايي ارزيابي كرده و در مقابل، منتقدان و مخالفان دولت، روند موجود را به منزله پذيرش عقب‌نشيني ديگر دولت نهم از شعارهاي خود قلمداد مي‌كنند. 

اما به راستي، چرا چنين وضعيتي گريبانگير دولت نهم شده است؟ آيا آرايش طراحي‌شده براي كابينه، فراتر از ظرفيت تحمل ساختار مديريتي كشور بوده يا دكتر احمدي‌نژاد در ميانه راه، به تجديدنظر در سليقه تصميم‌گيري و انتخاب مديران پرداخته است؟! 

انتخاب افرادي چون محمدرضا رحيمي و علي كردان كه از همکاران نزديک دولت کارگزاران به شمار مي‌روند، براي
شعارهاي انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد كه به صورت تلويحي به نفي عملكرد جناح راست نيز پرداخت، به تدريج تعديل مي‌شود و رئيس‌جمهور گرايش به معرفي گزينه‌هايي پيدا مي‌کند که تأييدي بر روش‌هاي عملي گذشتگان به شمار مي‌رود.
دولتي كه يكي از ويژگي‌هاي جدي آن در افكار عمومي، نفي و نقد دولت‌هاي قبل به ويژه رئيس‌جمهور اسبق است، به چه معناست؟

حذف چهره‌هايي چون فرهاد رهبر، داود دانش جعفري و مصطفي پورمحمدي كه نه تنها از اركان اوليه دولت نهم به شمار مي‌رفتند، بلكه در انتخاب ديگر اعضاي كابينه و تعيين برنامه‌ها و مسير حركت اوليه دولت نقش‌آفريني مي‌كردند و جايگزيني آنان با چهره‌هايي ناشناخته و فاقد سوابق همراهي با دولت نهم چه مفهومي دارد؟ 

يكي از پاسخ‌هايي كه به اين پرسش‌ها داده شده، بر ناگزير بودن تغييرات مذكور به دليل عدم استفاده از شيوه نقدهاي درون‌گفتماني دلالت دارد.

ويژگي مشترك همه اعضاي بركنارشده دولت نهم، مخالفت و انتقاد از تصميمات رئيس‌ دولت در يك يا چند حوزه زيرمجموعه آنها بوده است و عدم پذيرش اين انتقادها توسط دكتر احمدي‌نژاد يا مطابق نبودن عملكرد وزير مربوطه با انتظارات و سليقه رئيس‌جمهور، منجر به خداحافظي اين فرد كه داراي توان بالاتر و در عين حال هماهنگي و همراهي كلي بيشتري با دولت نهم بوده از كابينه شده و پس از حذف وي، گزينه جايگزيني كه بتواند رأي اعتماد لازم را براي پست مذكور به دست آورد، همراهي كمتري با دولت نهم خواهد داشت.

نمونه بارز اين امر، وزراي پيشنهادي كشور و اقتصاد هستند كه به رغم بركناري پورمحمدي و دانش جعفري با وجود همكاري و روابط گذشته آنها با دكتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور زمينه لازم براي كسب رأي هاشمي و صمصامي، گزينه‌هاي ايده‌آل خود در مجلس را نمي‌ديد و به همين دليل به معرفي چهره‌هايي رضايت داد كه نسبت به وزراي بركنارشده، همراهي
در جريان عمل، هماهنگي با رئيس دولت به مهمترين عامل تبديل شده و حتي مي‌تواند عدم وفاداري به شعارهاي اوليه رئيس‌جمهور را بپوشاند. در اينجاست که برخي هواداران پروپاقرص احمدي‌نژاد، چون حسينيان و علي مطهري نيز آرام نمي‌گيرند و از او اظهار يأس کرده و سرحلقه مخالفان گزينه‌هاي او را تشکيل مي‌دهند.
كمتري با دولت نهم دارند
و جالب آن‌که رئيس‌جمهور حتي براي اين گزينه‌ها از همه توان خود بهره‌ گرفته و در اقدامي بي‌سابقه، در تريبون علني مجلس از نقل ديدار خصوصي خود با رهبر انقلاب نيز به عنوان آخرين وسيله مايه مي‌گذارد.

پاسخ ديگر به اين پرسش‌ها بر تطبيق تدريجي دولت نهم با شيوه متعارف اداره جناح اصولگراي كنوني و راست سابق دارد. شعارهاي انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد كه به صورت تلويحي به نفي عملكرد جناح راست نيز پرداخت، به تدريج تعديل مي‌شود و رئيس‌جمهور گرايش به معرفي گزينه‌هايي پيدا مي‌کند که تأييدي بر روش‌هاي عملي گذشتگان به شمار مي‌رود. 

البته مقصود آن نيست که گزينه‌هاي مطلوب رئيس‌جمهور صرفا کساني هستند که به آرمان‌هاي اوليه وي وفادار هستند، بلکه به نظر مي‌رسد در جريان عمل، هماهنگي با رئيس دولت به مهمترين عامل تبديل شده و حتي مي‌تواند عدم وفاداري به شعارهاي اوليه رئيس‌جمهور را بپوشاند. در اينجاست که برخي هواداران پروپاقرص احمدي‌نژاد، چون حسينيان و علي مطهري نيز آرام نمي‌گيرند و از او اظهار يأس کرده و سرحلقه مخالفان گزينه‌هاي او را تشکيل مي‌دهند.

يک پاسخ به چرايي تغيير دانش‌جعفري به حسيني و پورمحمدي به کردان نيز آن است که چهره‌هاي سطح بالاتر توان مقابله احتمالي با برخي تصميمات رئيس دولت را دارند، اما چهره‌هاي رده بعدي، هر چند با رئيس‌جمهور هم‌نظر نباشند، اما ياراي مقاومت در موارد اختلاف نظر را ندارند. 

هر چند مي‌توان پاسخ‌هاي ديگري نيز به چرايي تغيير تدريجي تركيب كابينه و فاصله گرفتن آن با ايده‌آل‌هاي دكتر احمدي‌نژاد داد، اما به هر حال، نتيجه يكي است و معرفي اين سه وزير به مجلس را مي‌توان خداحافظي رئيس‌جمهور با روياي دولت وعده داده شده وي دانست. 


منبع: تابناک

کد مطلب : 2182
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-05-16 19:57

ما از بيرون نگاه ميكنيم و نميدانيم كه چه ميگذرد و چه اتفاقاتي رخ داده كه اينگونه مي بينيم. اما يك چيز كه بايد توجه داشت اين است كه هنوز هيچ حركتي از سوي اين سه وزير صورت نگرفته كه اينگونه برآشفته ايم و بر طبل تاسف ميكوبيم. آيا با گفته هاي افرادي كه امكان داشت براي خويش جايگاهي را در نظر داشتند ميتوان پي به حقيقت موضوع برد؟ رفتاري كه در اين دولت به انجام رسيده است نوعي از رفتار خارج از عرف معمول در بين دولتهاست و مطالبه خواسته ها آنقدر شديد است كه كسي باور ندارد. كسي وارد گود شد كه اصلا هيچ جناحي براي او قدر و مرتبه اي قائل نبود و اصلا او را در حد رئيس جمهور معرفي نميكردند ولي چه چيزي در گفتار او وجود داشت كه قاطبه مردم به سوي او كشيده شدند و گوش خويش را از وعده هاي به ظاهر فريبنده شب آخر تبليغات خالي ساختند ؟ احمدي نژاد گونه اي حرف ميزد و ميزند كه براي همه مردم به راحتي قابل فهم است زبان عاميانه در بيان مفاهيم، و دور بودن از تشريفات زائد سخن، و گزافه گوييهايي كه ديگران در سخنان خود داشتند، ديدن راست گويي و راست كرداري، پاكي و صداقت، از خود گذشتن، چشم به صندلي ندوختن، و.... براي مردم بسيار شگفت انگيز مينمود همه اينگونه ميگفتند كه مگر ميتواند كار كند؟ يا ميگذارند كه كاري انجام دهد؟ اما همه داريم مشاهده ميكنيم كه چه مقدار بر خلاف تبليغات وسيع مخالفان به انجام خدمت رساني كوشاست. نه شب را ميشناسد و نه روز بلكه لحظه لحظه را براي خدمت رساني بهتري غنيمت ميداند. از خطا نميگذرد و رودربايستي را در حد امكان كنار گذاشته اما در بعضي موارد نميتواند سخن بگويد. چرا؟ در ايران سخن گفتن از هر چيزي امكان دارد اما صحبت كردن در يك مورد امكان توبيخ و داد وا اسلاما در آمدن هست. و آن هم صحبت از كارهايي است كه كساني كه به لباس روحانيت در آمده اند و ميكنند مي باشد. اگر كسي بخواهد وارد اين حريم شود انگار وارد حريم خدا شده است و همه اصول را زير پا گذارده. امام راحل بارها و بارها توصيه داشتند كه اين قشر بايد هميشه در خدمت پابرهنگان و مستضعفان باشد و خود را از قدرتمندان و صاحبان ثروت دور بدارد. همنشيني با مستضعفان را براي خود منزلت بداند و به آن پايبند باشد، چرا كه مستضعفان و محرومان اين قشر را به عنوان امين خويش مي شناسند. اما با كمي دقت متوجه خواهيم شد كه چه اتفاقي رخ داده است. زماني اگر كسي را ميخواستند بشناسند و بگويند كه اين شخص از خانواده روحاني است به نوع رفتار او نگاه ميكردند و الآن هم هر كسي را كه بخواهند بشناسند كه او از خاندان روحانيت است به رفتار او نگاه ميكنند اما دو فرق اساسي را آشكار ميكند . در آن زمان هر كسي كه ميخواست اسلام را نگاه كند و بفهمد كه اين شخص از چه قشري است هر كسي كه رفتاري اسلامي تر داشت را ميگفت اين شخص از خاندان روحاني است و به اصطلاح به او ميگفتند آخوند زاده است كه اينگونه عمل ميكند. اما اكنون هر كسي كه به مردم بيشتر فخر بفروشد، مردم را به چشم انسانهاي پست نگاه كند، از مردم متوقع باشد كه همه به او احترام بگذارند، از ثروت و مكنت فراوان برخوردار باشد، از پوششهاي دور شده از اسلام برخوردار باشد، و خلاصه هر چه كه بر خلاف گذشته بوده را ببيند ميگويد كه اين فرد احتمالا از خاندان روحاني است يا آخوند زاده است. چه شده كه اينگونه براي مردم جلوه كرده است؟ آيا مردم استحاله شده اند يا رفتار و كردار اين قشر موجب بوجود امدن اين موضوع شده؟ احمدي نژاد در آغاز كار فكر ميكرد كه اين قشر همه توان خود را براي خدمت به مردم به كار خواهد بست اما وقتي كه وارد گود شد ديد كه هر چه هست در اختيار اين قشر قرار گرفته و اين قشر بر همه امور واقف شده است و خود را به عنوان همه كاره مي شناسد و هر چه كه ميگويد براي همه لازم الاجراست. او تصوري ديگر داشت ولي با چيز ديگري روبرو شد. دقت كنيد به يك موضوع، كسي نقل ميكرد كه به منزل يكي از علماي بزرگ رفته بود بدون آنكه به زير پاي خود نگاه كند احساس كرد كه چقدر قدش بلند شده، به زير پا كنه نگاه ميكند متوجه ميشود كه بر روي بسته هاي چك پول ايستاده، اين فرد در مواجهه با مردم شهر خود چنان عمل ميكند كه زاهدان آن گونه نيستند اما آن مقدار املاك و مستغلات براي خود فراهم كرده كه قابل حساب نيست. اين موضوع آيا توسط احمدي نژاد ميتواند براي مردم معرفي شود و به مردم گفته شود؟ او در بحراني قرار گرفته كه نميتواند لقمه را بخورد يا دفع نمايد بلكه با آن بايد بسازد تا خدا براي او راه چاره اي باز كند. بايد دقت كرد كه انتخاب مردم به سوي يك نفر غير روحاني دقيقا نشان دهنده تفكر مردم از اين قشر است و عدم توجه به اين قشر نشان دهنده اشتباهاتي است كه از سوي ايشان سر زده است. مردم رفتار مقام معظم رهبري را مي بينند اما ديگران را كه نگاه ميكنند فرق بين آسمان و زمين را مشاهده ميكنند عيب در كجاست عيب در اين است كه ما روحاني را به عنوان مجسمه اسلام شناخته بوديم و اين اشتباه بوده است تجسم اسلام وجود مقدس امام معصوم است و بس تجسم دولت واقعي در دولت امام معصوم است و بس حكومت حقه فقط حكومت امام معصوم است و بس بقيه همه عرض خود ميبرند و زحمت ما ميدارند

1387-05-16 02:27

به خدا بغض همه وجودم رو گرفته... نمي دونم چيكار بايد بكنيم... يكي يكي آرزوهام و آرمانهايي كه در وجود و عملكرد احمدي نژاد مجسم مي ديدم و دنبال مي كردم داره جلوي چشمام به باد ميره... آخه چرااااااااااااااااااااااا؟ دكترررر چرررررررررررررررررررررا؟ چرا داري ايم جوري ميشي؟؟؟؟ بيا برگرد به همون روزاي اول! همون روزايي كه به هيچ كس باج نمي دادي... بيا دوباره احمدي نژاد محبوب و قلباي بچه حزب اللهي ها باش... بزار دولتت شكست بخوره ولي مرد باش و ژاي حرفايي كه زدي وايستا... بزار تو تاريخ بعد از جنگ يك دوره فقط يك دوره خاطره خوش دوران انقلابي و آرماني بمونه... خرابش نكن دكتررررررررررررررررررررررررررر! تو رو به روح امام برگررررررررررررد! داريم از بغض خفه ميشيم! تا كي برزيم تو خودمون... اي خدا خودت يه كاري بكن...