اشاره: "شاپور رواساني" دانش آموخته دكتري علوم سياسي از دانشگاه هانوفر آلمان است. وي از سال 1353 تا 1378 كرسي اقتصاد اجتماعي كشورهاي درحال توسعه را در دانشگاه الدنبورگ آلمان عهده دار بوده است. فرضيه تكامل، دولت و حكومت در ايران، چپاول (دنياي سوم چگونه غارت مي شود)، جامعه بزرگ شرق، اسلاميت و ايرانيت و... از جمله تاليفات رواساني به شمار مي آيند. رواساني خلاف عرف موجود در ادبيات اقتصاد توسعه ترجمه اي، جهاني شدن و جهاني سازي را واقعيت واحد دانسته و آنها را دو روي يك سكه ارزيابي مي كند.
در نظر رواساني که با مجله آتیه به گفتگو نشسته است، تقسيم بندي جهاني سازي و جهاني شدن به پروژه و پروسه مفهومي ندارد زيرا روند و پروژه هر دو لازم و ملزوم يكديگر هستند. وي كه دوران بازنشستگي را در ايران سپري مي كند، پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني را به ورود به بازي از پيش تعيين شده اي تشبيه كرده و مي گويد: «نفس ورود به اين بازي باخت است».
متن این مصاحبه در ادامه می آید./
* * * * *
آقاي پروفسور رواساني! شما از جمله صاحبنظران منتقد جهاني سازي به شمار مي آييد. مدافعان جهاني سازي، ضمن تشبيه اين اصطلاح به كارواني درحال حركت، كشورهاي جهان را ناگزير از پيوستن به آن مي دانند. تلقي شما از جهاني سازي در دوران ما چيست. باتوجه به حركت شتابان آن، نپيوستن به اين كاروان تا چه حد عملي است؟
رواساني: اولين موضوعي كه در مباحث جهاني شدن يا جهاني سازي مطرح مي شود اين است كه كدام شيوه توليد و كدام نظام اقتصادي-اجتماعي درحال گسترش است. در واقع اولين سؤال اساسي اما فوق العاده ساده به محتواي جهاني شدن يا جهاني سازي به طور كلي برمي گردد. نبايد فراموش كرد كه جهاني شدن مقوله جديدي به شمار نمي آيد و داراي قدمتي باستاني است. تمام اديان و مذاهب و نظام هاي سياسي از دوران باستان تا به حال درصدد گسترش نفوذ خود و جهاني شدن هستند. متاسفانه عده ي قابل توجهي از كساني كه با موضوع جهاني شدن يا جهاني سازي سروكار دارند، به سؤال بسيار بديهي دربارهِ محتوي اقتصادي جهاني شدن و جهاني سازي در دوران ما پاسخ نمي دهند.
در واقع عده اي در جامعه ما، بدون اطلاع از اصل و ماهيت موضوع در سلسله كلياتي غرق شده و بدون اطلاع دقيق از مساله درخصوص فوايد و معايب آن صحبت مي كنند. صدها مقاله و مطلب در كشور ما درخصوص اين مساله، بدون دادن پاسخ اين سؤال منطقي كه كدام شيوه توليد جهاني مي شود، نگاشته شده است. البته اين سؤال داراي پاسخي ساده است. پاسخ، آن است كه شيوه توليد سرمايه داري درحال جهاني شدن است. اين شيوه براساس تئوري هاي ليبرالي درحال گسترش است. نكته بعدي اين است كه شيوه توليد سرمايه داري از بدو پيدايش در اروپا در حال جهاني شدن و جهاني سازي است، به همين دليل است كه مي گويم ما با پديده جديدي مواجه نيستيم. اسم علمي و واقعي جهاني شدن و جهاني سازي هم، استعمار سرمايه داري يا امپرياليسم سرمايه داري است كه بنا به ملاحظات سياسي، عده اي خود را در پشت مفهوم عام، كلي و بدون مفهوم «جهاني
صنايع آلمان به دليل ممنوعيت واردات و حمايت از توليد داخلي توانست پيشرفت كند. همين كار در كشورهاي فرانسه و ژاپن هم صورت گرفته است. ايالات متحده هم چنين روشي را براي تقويت توليد داخلي در پيش گرفت. تجربه مي گويد كشوري موفق است كه گذشته اي برنامه ريزي شده در زمينه حمايت از توليدات داخي داشته باشد.
سازي» پنهان مي كنند.
به نظر شما دو اصطلاح يعني جهاني شدن و جهاني سازي داراي مفهوم يكسان هستند؟ رواساني: طرح سؤال پيشين درمورد هر دو اصطلاح جهاني شدن و جهاني سازي، صادق است. در بحث جهاني شدن بايد بپرسيم كدام شيوه توليد درحال جهاني شدن است. مساله اصلي اين است كه آنچه جهاني مي شود يك پديده طبيعي، غيرارادي و مافوق بشري يا تصميمات انساني نيست و سرمايه داران و طبقه سرمايه داري از زمان پيدايش شيوه توليد سرمايه داري با توسل به روش هاي اجتماعي-فرهنگي درحال جهاني سازي سرمايه داري بودند. در هيچ برنامه اقتصادي روند از پروژه جدا نيست. اراده آگاه انساني به معناي اظهارنظر كارشناسان و برنامه ريزان در اجراي هر روند اقتصادي دخالت دارد و هر پروژه اقتصادي در سطح جهاني هم داراي ريشه هاي اجتماعي فرهنگي است.
بنابراين از نظر من، جدا كردن جهاني سازي و جهاني شدن بيهوده است. زيرا اين دو، چهره يك واقعيت هستند، جهاني شدن روندي است كه براي پيشبرد اهداف و عملياتي كردن آن، سازمان هاي اقتصادي-اجتماعي در آن دخالت دارند. اين همان اهدافي است كه استعمار در گذشته در آفريقا، آمريكاي لاتين و آسيا به دنبال آن بوده است. تفاوت شيوه استعماري گذشته با جهاني شدن كنوني به تحولات دهه هاي اخير بازمي گردد. در واقع پس از فروپاشي شوروي و تغيير و تحولات فراوان در روابط بين الملل و پيشرفت در عرصه تكنيك، همان پديده سابق نيز در شرايط جديد درحال حركت است.
درست است، آنچه كه با عنوان موج جديد در چارچوب امپرياليسم سرمايه داري و با استفاده از شيوه هاي جديد اتفاق مي افتد، متفاوت از پروژه هاي 50 يا 60 ساله گذشته است. اما اصول و كليات همان است. اهداف استعمار سرمايه داري تغيير پيدا نكرده اند، اما روش هاي به كار گرفته شده تغيير پيدا كرده اند. انباشت سرمايه به عنوان يكي از اهداف عمده گذشته استعمار سرمايه داري درحال حاضر نيز دنبال مي شود. جهاني شدن از طريق سازمان تجارت جهاني، سلطه بر منابع نفتي و خصوصي سازي اهداف خود را محقق مي كند. ايده هايي نظير «طرح خاورميانه بزرگ» كه اخيراً از طرف آمريكا مطرح شده نيز جداي از اين مباحث نيست. به همين دليل جهاني سازي يا جهاني شدن، محدود به سازمان تجارت جهاني نيست.
نه تنها در ايران بلكه در كليت ادبيات عرفي اقتصاد توسعه، عمده تفاوت جهاني شدن با جهاني سازي به چگونگي مواجهه كشورها با روند يادشده بازمي گردد. جهاني شدن پروسه اي اجتناب ناپذير است كه با مفهوم دهكده جهاني «مك لوهان» ارتباط تنگاتنگي دارد. گسترش شبكه هاي ارتباطي به ويژه شبكه جهاني اينترنت، نقش بسزايي در فراگيري مفهوم ارتباطات جهاني و جهاني شدن دارد. اما تلقي از جهاني سازي همواره درحد يك پروژه مدت دار بوده است، پروژه اي كه هرچند مي تواند فرآيند جهاني شدن را آسان يا دشوار سازد اما با جهاني شدن به عنوان يك فرآيند تفاوت هاي بنيادين دارد.
رواساني: جهاني شدن و جهاني سازي درحقيقت بيان يك واقعيت هستند. روندي نداريم كه براي اجرا به پروژه نياز نداشته باشيم و پروژه اي در سطح جهان نداريم كه متكي بر پايه هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نباشد. بنابراين بحث «پروژه» يا «روند» بي حاصل است زيرا هر دو يك چيز هستند. قبول مي كنم كه گسترش وسائل ارتباط جمعي و شبكه هاي ارتباطي، باعث تقويت ارتباطاتي بين جوامع شده به نحوي كه در دهه هاي گذشته قابل تصور نبوده است. اما باز هم يك سؤال جاي طرح دارد و آن اينكه، محتواي اجتماعي و فرهنگي اين ارتباطات چيست؟ درست است كه از طريق اتصال با اينترنت مي توانيم اطلاعات بدهيم و بگيريم و درست است كه مي توانيم از رويدادهاي چهارگوشهِ جهان مطلع شويم اما به واقع محتواي فرهنگي اين ارتباط چيست؟ چه چيزي،
پيوستن به سازمان تجارت جهاني نمي تواند پيشرفت يك كشور را به همراه داشته باشد. كشورهايي آفريقايي نظير چاد، انگولا و... ده سال است كه به سازمان تجارت جهاني پيوسته اند اما سال به سال به فقر و نداري شان افزوده مي شود. بزرگترين و وسيع ترين منطقه فقرنشين جهان در شهر بمبئي هند قرار دارد.
چه تفكري و چه راه و ايده اي حتي از طريق آگاهي هاي تجاري يا اخبار رسانه اي و در كدام جهت تبادل مي شوند. مهم اين است كه بدانيم اصول و محتواي اين ارتباطات جهاني چيست؟ توجه نكردن به اين مسائل باعث مي شود كه به صورت نابينا و ناشنوا در اختيار قدرت هاي جهاني قرار بگيريم.
محتواي اجتماعی-فرهنگي كتاب هاي نوشته شده مستشرقين درباره ايران، تلگراف هاي ارسالي و روزنامه هاي زمان قاجار، با محتواي بالاترين تكنولوژي ارتباطات كنوني تفاوت چنداني ندارد. محتوا يكي است اما به دليل تغييرات جوامع، سعي شده كه محتواي قديمي در قالب جديدي عرضه شود. اما خطوط اصلي همان است.
به رغم پذيرش برخي گفته هاي شما درخصوص پيامدهاي منفي جهاني سازي، توسعه و پيشرفت برخي كشورها در دهه هاي گذشته شاهد اين مدعاست كه جهاني سازي با تمام معايب آن مزيت هايي را نيز به همراه دارد. گسترش ارتباطات جهاني -البته الزاماً نه به معناي پذيرش نسخه هاي سازمان هاي بين المللي و ادغام در اقتصاد جهاني- به دليل تاثير قابل توجهي است كه بر افزايش رفاه شهروندان آن كشورها دارد... رواساني: كدام كشور را مي گوييد؟
وضعيت كشورهايي نظير سنگاپور، تايلند، كره جنوبي، مالزي و حتي تركيه به نسبت دهه هاي گذشته به مراتب بهبود پيدا كرده است؟ آيا شما منكر تغييرات در اين كشورها هستيد؟ البته نمي توان مدافع بي چون و چراي تحولات و هزينه پرداخت شده براي توسعه اين كشورها بود. رواساني: تبليغاتي كه درباره كشورهايي نظير مالزي و تركيه مي شود بيش از آنكه با واقعيت هاي اجتماعي آن كشورها منطبق باشد، افكار و نظرياتي است كه از طريق ارتباطات و رسانه هاي تحت سلطه امپرياليسم بيان مي شود. تركيه فقط استانبول يا آنكارا نيست. در خود شهر استانبول نيز مناطقي وجود دارد كه از حداقل امكانات محروم هستند.
منكر وجود فقر يا نابرابري در اين كشورها نيستم. نگاهي به آمار درآمدهاي حاصل از گردشگري يا صنعت نساجي كشور تركيه نشان مي دهد كه درآمد اين كشور در دهه اخير رشد قابل توجهي يافته است. رواساني: سازمان ملل متحد رويكرد مناسبي را در سال هاي گذشته در پيش گرفته كه پيشرفت كشورها را ديگر صرفاً منوط به آمارهاي توليدي و ميزان درآمد كل جامعه نمي داند، بلكه سطح زندگي اكثريت افراد جامعه مهم است. بسياري از كشورها داراي درآمدهاي افسانه اي هستند. اما اين درآمدها در جهت ثروتمند شدن اقليت محدودي از افراد جامعه و ثروتمندان آن است. طبقه مسلط جوامع، صاحب افزايش درآمد يك كشور مي شوند درحالي كه اكثريت جامعه، در فقر به سر مي برند.
اما درآمد سرانه كشورهايي همچون كره جنوبي يا مالزي در سال هاي گذشته رشد قابل توجهي پيدا كرده است؟
رواساني: آمارها دروغ مي گويند. «ميانگين» يكي از دروغ هاي متداول در حوزه آمار و اقتصاد است. تعيين ميانگين، از طريق تقسيم مجموع درآمدهاي يك كشور بر جمعيت حاصل مي شود كه اين روش، وسيله قابل اعتمادي براي سنجش وضعيت افراد جامعه نيست. «ميانگين»، بازي ارقام و اعداد است.
پيشرفت كره جنوبي در حوزه صنعت و تجارت غيرقابل انكار است؟ رواساني: كره جنوبي در گذشته به ببر آسيا معروف بود. اما الان به گربه تبديل شده است. پيشرفت موقت كره به ورود سرمايه گذاري خارجي متكي بوده است. در كره به طور مرتب شاهد اعتصاب هاي كارگري هستيم. كره درحال حاضر با افزايش شمار بيكاران مواجه است.
وضعيت چين را چگونه مي دانيد و آيا اين كشور با تلفيق اقتصاد آزاد با اقتصادي سوسياليستي پيشرفت هاي قابل توجهي پيدا نكرده است؟ رواساني: دوستاني كه درباره چين بحث مي كنند، دانسته يا ندانسته قسمتي از حقيقت را كتمان مي كنند. تمام داشته هاي چين مربوط به تلاش هاي اين كشور در دهه اول پس از انقلاب
خريد تمامي سرمايه موجود در بورس تهران براي شركت هاي خارجي كار ساده اي است، خريد سهام شركت هاي فعال در بورس به معني تسلط بر صنعت و بخش عمده اي از اقتصاد كشور مي شود. تسلط بر سرمايه ها، جاري كردن سياست هاي كشورهاي سرمايه داري را به همراه خواهد داشت.
كمونيستي آن است. دهه اي كه تمامي كشورها حتي شوروي كمونيستي نيز آن را تحريم كرده بود. چيني ها بدون كمك خارجي، توانستند طرح اقتصادي رشد صنعت و كشاورزي را اجرا كنند. آنچه كه در چين رخداده، همه و همه به دهه اول برمي گردد. چين در تبديل به قدرت جهاني مديون سال هاي ابتدايي پس از انقلاب است كه چين توانست مرحله عبور از كشاورزي به صنعتي شدن را با موفقيت پايه گذاري كند.
آلمان در سال 1871 به عنوان يك كشور متحد مطرح شد. اين در حالي بود كه اين كشور از سال 1848 به دور خود ديوار گمركي كشيده بود و مانع از ورود كالاي خارجي به داخل مرزهاي خود شد. در طي اين سال ها صنايع آلمان به دليل ممنوعيت واردات و حمايت از توليد داخلي توانست پيشرفت كند. همين كار در كشورهاي فرانسه و ژاپن هم صورت گرفته است. ايالات متحده هم چنين روشي را براي تقويت توليد داخلي در پيش گرفت. تجربه مي گويد كشوري موفق است كه گذشته اي برنامه ريزي شده در زمينه حمايت از توليدات داخي داشته باشد. از اين رو صرف پيوستن به سازمان تجارت جهاني نمي تواند پيشرفت يك كشور را به همراه داشته باشد. كشورهايي آفريقايي نظير چاد، آنگولا و... ده سال است كه به سازمان تجارت جهاني پيوسته اند اما سال به سال به فقر و نداري شان افزوده مي شود. بزرگترين و وسيع ترين منطقه فقرنشين جهان در شهر بمبئي هند قرار دارد.
رويكرد ما نسبت به پيوستن يا نپيوستن به سازمان تجارت جهاني چه بايد باشد؟
رواساني: ما ابتدا بايد بببينيم كه چه داريم و اجبارها و اختياراتمان كدام است. ابتدا بايد توانمندي هاي كشور به درستي شناسايي شوند. اگر ما اطلاع دقيقي نداشته باشيم، اساساً نمي توانيم وارد هيچ بازاري شويم. سؤالي كه درباره اقتصاد ايران مطرح مي شود اين است كه شيوه مسلط توليد در ايران چيست؟ شيوه توليد ما يك شيوه توليد فئودالي، سوسياليستي و يا سرمايه داري كلاسيك نيست پس بايد بررسي كرد و جواب داد كه شيوهِ توليد مسلط ما چيست.
تمامي كشورها سياست كاملاً مشخصي در خصوص حمايت از توليد و واردات دارند. در واقع همواره سياست هدفمندي درباره تعامل با كشورهاي ديگر به ويژه در زمينه واردات وجود دارد كه اين سياست در ايران ديده نمي شود.
مواجهه كارآمد با مساله جهاني شدن يا جهاني سازي در گرو انجام مطالعه اي دقيق و جامع درباره اقتصاد ايران در تمامي بخش ها اعم از كشاورزي، صنعت و معدن و بازرگاني و خدمات است. ما بايد اجبارها و امكان ها را همراه با هم مورد بررسي قرار دهيم. ما بايد از طريق كندوكاو جامع در تمامي مراحل توليد، مصرف و توزيع، شيوه توليد خود را مشخص كنيم و تنها در اين صورت است كه مي توانيم امكانات و نيازهاي خود را شناسايي كرده و آنگاه تصميم بگيريم كه وارد فلان سازمان يا نهاد شويم يا نه؟
ايران در آينده اي نزديك بيست و يكمين درخواست خود را براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني (WTO) تقديم مي كند. مخالفت با ورود ايران به اين مجموعه را تا چه حد سياسي مي دانيد. وزير بازرگاني در اظهارات اخير خود مخالفت هاي ايالات متحده با عضويت ايران را سياسي خواند، از اين رو حل مشكل را نيز سياسي ارزيابي كرد. آيا به واقع مشكل ما سياسي است و در صورت حل اين مشكل، با مساله ديگري مواجه نيستيم؟ رواساني: آمريكا با عضويت ما از منظري كه تا به حال مطرح شده مخالفت نمي كند. دليل مخالفت آمريكا با ورود ايران به سازمان تجارت جهاني به اختلافات اين كشور با كشورهاي اروپايي باز مي گردد. آمريكا به غير از نفت ايران، نفت تمامي كشورهاي خاورميانه به عنوان بخش قابل توجهي از منابع تامين كننده انرژي كشورهاي صنعتي را در اختيار دارد. نگاه آمريكا به اروپا
ورود به سازمان تجارت جهاني فرار سرمايه از ايران را تشديد خواهد كرد. سود سرمايه ها، در حال حاضر هم از كشورهاي در حال توسعه به سمت كشورهاي سرمايه گذار حركت مي كنند. به همين دليل نمي توان انباشت سرمايه را در ايران انتظار داشت. ما بدون عضويت در سازمان تجارت جهاني، در حال حاضر نيز نتوانسته ايم در مقابل واردات چاي، برنج و محصولات ديگر مقاومت كنيم و هر روز شاهد بيكاري تعدادي از شاغلان هستيم، چه رسد به اينكه بخواهيم در اين نهاد عضو شويم. عضويت در WTO ثمره اي جز ورشكستگي واحدهاي اقتصادي و بيكاري كاركنان و كارگران نخواهد داشت و بيكاري نيز فقر را به همراه خواهد داشت.
به عنوان شريك درجه دو است نه شريك همسان و برابر. بنابراين تا زماني كه آمريكا و اروپا بر سر مسائل جهاني به ويژه مساله نفت به توافق نرسند و آمريكا از بابت روابط اقتصادي اروپا با ايران اطمينان خاطر حاصل نكند، با عضويت ما در سازمان تجارت جهاني مخالفت خواهد كرد اما اگر توافق صورت بگيرد آمريكا هم از ورود ما سود خواهد برد.
پيامدهاي پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني چيست؟ رواساني: وقتي كشوري به عضويت WTO درمي آيد، مقررات اين عضويت از طريق نهادهاي قانونگذار به قانون تبديل شود. در اين صورت تمامي قوانين مغاير با ضوابط سازمان تجارت جهاني بايد لغو شوند. اگر كشوري به عضويت WTO درآمد، بايد مقدمات ورود كالاهاي خارجي را فراهم كند و به گونه اي شرايط آزادسازي فراهم شود. در نتيجه سرمايه هاي داخلي راهي جز ملحق شدن به سرمايه هاي خارجي ندارند. در حال حاضر انگليس بخش عمده بورس دبي را خريداري كرده است. بر اساس محاسبات صورت گرفته تنها دو بانك آلماني مي توانند تمامي دارايي هاي بانك هاي اردن را خريداري كنند. خريد تمامي سرمايه موجود در بورس تهران براي شركت هاي خارجي كار ساده اي است، خريد سهام شركت هاي فعال در بورس به معني تسلط بر صنعت و بخش عمده اي از اقتصاد كشور مي شود.
تسلط بر سرمايه ها، جاري كردن سياست هاي كشورهاي سرمايه داري را به همراه خواهد داشت. فراموش نكنيم براي سرمايه گذار آمريكايي يا اروپايي مهم اين است كه در خاك ايالات متحده و در اتحاديه اروپا فقر نباشد. آنها كاري به فقر و نحوه توزيع درآمد در ايران يا هر كشور ديگر كه در آن سرمايه گذاري مي كند، ندارند زيرا آنها تنها به فكر سود خود و افزايش آن هستند.
ورود به سازمان تجارت جهاني فرار سرمايه از ايران را تشديد خواهد كرد. سود سرمايه ها، در حال حاضر هم از كشورهاي در حال توسعه به سمت كشورهاي سرمايه گذار حركت مي كنند. به همين دليل نمي توان انباشت سرمايه را در ايران انتظار داشت. ما بدون عضويت در سازمان تجارت جهاني، در حال حاضر نيز نتوانسته ايم در مقابل واردات چاي، برنج و محصولات ديگر مقاومت كنيم و هر روز شاهد بيكاري تعدادي از شاغلان هستيم، چه رسد به اينكه بخواهيم در اين نهاد عضو شويم. عضويت در WTO ثمره اي جز ورشكستگي واحدهاي اقتصادي و بيكاري كاركنان و كارگران نخواهد داشت و بيكاري نيز فقر را به همراه خواهد داشت.
آيا سرمايه هاي وارداتي، اشتغال را به همراه نخواهد داشت؟ رواساني: سرمايه داران هيچ وقت تكنولوژي برتر موجود در كشورهاي مادر يعني كشورهاي صادركننده سرمايه را به كشورهاي سرمايه پذير انتقال نمي دهند به همين دليل آنچه كه عمدتاً درباره سرمايه گذاري و اشتغال پس از عضويت در WTO مي شود، تحقق پيدا نمي كند.
در چه صورتي مي توانيم نهايت استفاده را از عضويت درWTO ببريم؟ رواساني: ورود به WTO در حكم واگذاري بي چون و چراي اقتصاد ايران به سرمايه گذاران خارجي است. با وضع موجود نمي توانيم بهره اي از ورود به WTO ببريم.
اگر اجتنابي از پيوستن به WTO نداشته باشيم، پيش شرط عضويت ما در سازمان تجارت جهاني چيست؟ رواساني: وارد شدن به WTO حكم باخت ما را به همراه خواهد داشت. اين نوعي بازي است كه در هر حال و با هر پيش شرطي ما برنده آن نخواهيم بود. ما نه از لحاظ كشاورزي، نه صنعت و نه خدمات و بازرگاني شرايط پيوستن به سازمان تجارت جهاني را نداريم. ما به مستعمره كشورهاي صنعتي تبديل خواهيم شد. نفع پيوستن به WTO تنها به جيب سرمايه داران، ثروتمندان و واردكنندگان كالا خواهد رسيد. نكته ديگر اين كه مدافعان عضويت در WTO تنها بخشي از واقعيت را مي گويند.
چندي پيش نمايندگان برخي كشورهاي آفريقايي از سياست اروپا و آمريكا به دليل كارشكني در فراهم سازي شرايط ورود كالاهاي كشاورزي به كشورهاي آنان اعتراض كردند. اما آنچه كه بيان نمي شود يا حتي تحريف مي شود، حمايت ناپيداي كشورهاي ثروتمند از توليدات و محصولات داخلي شان است كه در قدرت رقابت با كالاهاي خارجي را فراهم مي سازد. اروپا و آمريكا از طريق حمايت هاي يارانه اي كلان يا بخشودگي مالياتي، كمك هايي را به شركت ها و توليدكنندگان خود مي كنند كه به دليل پنهان بودن اين كمك ها امكان شكايت يا اعتراض ديگر كشورهاي فقير وجود ندارد. درواقع اين ترفندها دليل اصلي پايين بودن قيمت محصولات تمام شدهِ كشورهاي صنعتي است. به اين جهت مي توان گفت كه بحث «مزيت نسبي» شوخي تلخي بيش نيست.
انتهای پیام/ب