نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » نگاه ويژه

در یاداشتی از "محسن مهدیان" عنوان شد؛

جابجايي اولويت‌ها در رسانه‌های تحت سیطره بازار

3 شهريور 1389 ساعت 18:26

برخی معتقدند نظام سرمایه داری و تمدن جدید باعث شده است همه چیز نمایی از اقتصاد داشته باشد. بازار به تعبیر مدافعان قشری اش، بر همه چیز قالب است و اتفاقا عیار هر چیزی در بازار تعیین می شود. با این قاعده حتی ارزش موضوعات فرهنگی و اجتماعی نیز در بازار محک می خورد.

محسن مهدیان

روز خبرنگار بهترین فرصت برای آسیب شناسی این حرفه شریف است. حذف و یا ضعف رسانه به معنای جولان فساد در ابعاد فراتر از تصور است. از همین رو رسانه دارای مسئولیت اجتماعی قابل توجهی است. اما به این فهم رسانه در جامعه ما دارای آسیب های جدی است. مهمترین دلیل هم برای این انحراف رونق بی سابقه 2 جنس خبر است. یکم اخبار "درگوشی" و دوم اخبار "پرکلیک".

اخبار درگوشی، اخبار نسل جدیدی است که بدون هرگونه سند و مدرکی تولید و به سرعت گسترش می یابد. این اخبار پس از مدتی مبنای همه تحلیل ها قرار می گیرد. پیش از این خبر بدون سند، توسط سردبیر قلم می خورد و خبر محسوب نمی شد. اخبار پر کلیک یا پر بازدید چه در روزنامه و چه در رسانه های مجازی، آن دسته از اخباری است که باهدف ارضای مخاطب تولید می شود نه نیاز آن. این دو دسته خبر جای خبر رسانی متعهد را پر کرده است. اما چرا به اینجا رسیدیم.

در شرایط تند و پر تنازع سیاسی و امنیتی، میدان دار اصلی رسانه، خبر ویژه است. از سویی در شرایطی که اعتماد رسانه و جامعه به فضای سیاسی و شخصیت ها از بین رفته است و افراد و جریانات سیاسی، نقش بازی کنند و نفاق خفی و جلی در بازار سیاست حاکم است، بلاتردید و ناگزیر "خبر ویژه" مبنای تصمیم گیری و شناخت قرار می گیرد. در این شرایط مبنای تحلیل افراد از آنچه "دیده می شود" به آنچه "شنیده می شود" تغییر می کند.

همراه با این جابجائی، ذائقه خبری مخاطب نیز تغییر می کند. مخاطب محک ارزیابی و تحلیل خود را از این پس، اخبار سری و بکلی سری می داند. در چنین شرایطی میدان دار جامعه "خبر وِیژه" و "دیگه چه خبر" و خبر "سری" و "بکلی سری" و "محرمانه" است. خبر سازی و شایعه رونق دارد و تحلیلها تنها در چارچوب اخبار موجود انجام می شود. بجای جلسلات کارشناسی و هم اندیشی، جلسات قمارخانه ای با موضوع خبر شکل می گیرد. "خال باز" حرفه ای کسی است که خبر بیشتر و پنهانی تر داشته باشد. فصل الخطاب جدیدترین خبر است.

اما این یک سوی ماجرا است. سوی دیگر ماجرا تلقی رسانه از خبر و خبر رسانی است. رسانه امروز پشت سر مخاطب حرکت می کند. خبر تولید می شود تا دیده شود نه موثر باشد. رسانه هم بازاری شده است. برخی معتقدند نظام سرمایه داری و تمدن جدید باعث شده است همه چیز نمایی از اقتصاد داشته باشد. بازار به تعبیر مدافعان قشری اش، بر همه چیز قالب است و اتفاقا عیار هر چیزی در بازار تعیین می شود. با این قاعده حتی ارزش موضوعات فرهنگی و اجتماعی نیز در بازار محک می خورد. 

مثلا وقتی به آقای کارگردان می گویند فیلم شما بی ارزش است، می گوید فیلم من 10 میلیارد فروخته است. اگر بی ارزش است پس چرا فروش می کند.

در جامعه ای که رسانه برای آن تعیین موضوع می کند، مسائل اجتماعی هم مانند هر موضوع دیگری وقتی اهمیت پیدا می کند که رسانه ای شود. قواعد بازار حکم می کند، اخباری عرضه شود که متقاضی داشته باشد. بنابراین خبر به خودی خود ارزش ندارد مگر آنکه از سوی جامعه مطالبه شود. رسانه به دنبال مخاطب است و پس از ورود رسانه بقیه جامعه را هم با خود همراه می کند. وقتی رسانه به یک موضوع می پردازد آن موضوع اهمیت پیدا می کند. مثلا در حالی که اتحادیه اروپا سومین قطعنامه را علیه ایران صادر می کند و همزمان با آن وزارت بهداشت از موج سوم ایدز می گوید، موضوع اول جامعه گوجه فرنگی می شود. گوجه فرنگی و قیمت آن در رسانه ها به عنوان موضوع اول جامعه و پس از آن در جلسه علنی مجلس مطرح می شود و رئیس جمهور هم موضع می گیرد و می گوید هر که گوجه ارزان می خواهد از محله ما بگیرد.
بنابراین توجه به موضوعات اجتماعی زمانی ایجاد می شود که رسانه ای شود.

به تعبیری بازار توجه به موضوعات اجتماعی، رسانه است. بر این اساس موضوعی به رسانه راه پیدا می کند که قواعد بازار بر آن حاکم باشد. خود رسانه نیز منطبق بر بازار است و بر اساس چارچوب بازار خود را تنظیم می کند.

اما تقاضا از رسانه چه ویژگی دارد؟ از رسانه جذابیت تقاضا می شود. بالاترین تقاضا از رسانه در بخش خبر است. از طرفی خود خبر هم روی مقراض عرضه و تقاضا تعیین ارزش می شود. خبر باید متقاضی داشته باشد. متقاضی از خبر جذابیت، تازگی، شهرت، عجیب بودن و بزرگی را انتظار دارد. خبر کانون توجه جامعه را تغییر می دهد و جابه جا می کند.

پیوند "جامعه امنیتی و نفاق و عدم شفافیت سیاسی" با "رسانه های تحت سیطره بازار" جامعه ملتهبی را ایجاد می کند که همواره نسبت به موضوعات مهم و حیاتی غافل است.

چند کارگر در بخش نفت زیر آوار کشته می شوند اما نه رسانه ای است که مطالبه کند و نه مسوولی که پاسخ دهد. حق فرانشیز درمان بازنشستگان تامین اجتماعی افزایش می یابد اما همچنان رسانه ها دنبال مسایل جزیی هستند. صنعت در کشور در احتضار و نرخ رشد اقتصادی نزدیک صفر است، اما رسانه از قیمت بالای فلان قلم کالا می نالند. هفته ای چند کودک گل فروش در جاده بهشت زهرا کشته می شوند اما هنوز رسانه ها به دنبال قاتل "ندا"ی مرحوم هستند. معاون اول رئیس جمهور به فساد و رئیس مبارزه با قاچاق کالا و ارز در جریان مسایل کهریزک متهم هستند، اما انتقاد رسانه های ما به جمله رئیس جمهور در مورد عبارت "این ممه را لولو برد" است.
و به همین سادگی کانون توجهات جامعه تغییر می کند.
انتهای پیام/ب