اشاره: "فيدل كاسترو "، رهبر انقلاب كوبا در مقالهاي جديد كه با عنوان «پيروزي استراتژيك» در مطبوعات اين كشور به چاپ رسيد، به معرفي كتاب جديد خود با همين عنوان درباره مقاطعي از تاريخ پيروزي انقلاب كوبا عليه نظاميان رژيم سابق اين جمهوري پرداخت.
به گزارش عدالتخانه، كاسترو نوشته است: اين كتاب 25 فصل دارد و شامل عكسهاي بسيار و البته با كيفيتي است كه در آن دوران و موقعيت امكان تهيه شدن داشت. به علاوه، نقشههاي مربوط به نيروهاي مختلف و نهايتا طرحهاي توصيفي كه نشاندهنده اسلحههايي است كه دو طرف متخاصم بكار ميبردند.
رهبر انقلاب كوبا افزوده است: اكنون تشويق شدهام كه بخش دوم اين داستان را بنويسم و اگر تيم كاري ما عنوان ديگري پيشنهاد نكند اسم آن «تهاجم متقابل نهائي و استراتژيك» خواهد بود.
متن كامل مقاله مورد اشاره در ادامه ميآيد./
* * * * *
در عرض چند روز آينده كتاب "پيروزي استراتژيك" كه در آن به توضيح نبردي كه "ارتش شورشي" كوچك ما عليه يورش نابودكننده "باتيستا" پرداخت، منتشر خواهد شد. در مقدمه كتاب، به توضيح ترديد و دودليهاي خود براي انتخاب عنوان كتاب ميپردازم. "... مردد بودم كه آن را «آخرين تهاجم باتيستا» بنامم يا «چگونه 300 نفر 10.000 نفر را شكست دادند». عنوان دومي بيشتر شبيه يك داستان علمي-تخيلي بود."
اين كتاب همچنين شامل داستان مجمل زندگي من است. "من نميخواستم منتظر فرا رسيدن روزي شوم كه پاسخ سؤالهاي بيشماري پيرامون دوران كودكي، بلوغ، و جواني من مطرح ميشود - يعني مراحلي از زندگيام كه مرا به يك انقلابي و جنگجوي مبارزه مسلحانه تبديل كرد."
عنواني كه در نهايت براي كتاب انتخاب كردم اين بود: "پيروزي استراتژيك".
اين كتاب 25 فصل دارد و شامل
اين كتاب 25 فصل دارد و شامل عكسهاي بسيار و البته با كيفيتي است كه در آن دوران و موقعيت امكان تهيه شدن داشت. به علاوه، نقشههاي مربوط به نيروهاي مختلف و نهايتا طرحهاي توصيفي كه نشاندهنده اسلحههايي است كه دو طرف متخاصم بكار ميبردند.
عكسهاي بسيار و البته با كيفيتي است كه در آن دوران و موقعيت امكان تهيه شدن داشت. به علاوه، نقشههاي مربوط به نيروهاي مختلف و نهايتا طرحهاي توصيفي كه نشاندهنده اسلحههايي است كه دو طرف متخاصم بكار ميبردند.
صفحات پاياني فصل 24 اين سرگذشت، اختصاص به بيانيههايي دارد كه طي آنها رويدادهاي آتي را از قبل پيشبيني ميكردم. در آخرين بيانيهاي كه براي پخش از "راديو شورشي" در تاريخ 7 اوت نوشتم - يعني فرداي روزي كه نبرد نهايي "لاس مرسدس" به پايان رسيد - چنين گفتم: "تهاجم دولت به شكست انجاميده است. بزرگترين عمليات نظامي كه تاكنون در تاريخ جمهوري ما صورت گرفته، به بدترين فاجعهاي كه ديكتاتور پُرنخوت كشور تصورش را هم نميكرد ختم شده است. ارتش او پس از دو ماه و نيم شكست پي در پي، تماما در حال هزيمت است و اين نشانه اين است كه عمر رژيم نفرتانگيز او به پايان رسيده است. كوهستان سيرا مائسترا اكنون كاملا از تصرف دشمن آزاد شده است."
كتاب "پيروزي استراتژيك " چنين توضيح ميدهد:
"شكست تهاجم دشمن پس از 74 روز نبرد بيوقفه، بيانگر تغيير استراتژيك در سرنوشت جنگ است. از همان لحظه كه فروپاشي قريبالوقوع ارتش دشمن واضح شد، سرنوشت رژيم استبداد رقم خورد."
"در همان روز من نامهاي به سرلشكر اولوخيو كانتيو (Eulogio Cantillo) نوشتم كه فرماندهي عمليات دشمن را از ستاد فرماندهي عمليات منطقهاي در بامايو بر عهده داشت. من به ژنرال كانتيو اعلام كردم كه حدود 160 نفر از افراد او، منجمله تعداد بسيار زيادي مجروح، اسير نيروهاي ما هستند و ما آماده هستيم براي آزادي آنها وارد مذاكره شويم. پس از مذاكراتي بسيار پيچيده، آزادي اين اسيران كه براي دومين بار انجام ميشد، چند روز بعد در لاس مرسدس انجام گرفت."
در عرض آن 74 روز نبرد بيوقفه و شديد كه به شكست بزرگ تهاجم دشمن انجاميد، نيروهاي ما 31 نفر كشته داد. اين خبر غمبار ابدا باعث تضعيف روحيه نيروهاي ما نشد. فقط شيريني پيروزي را در كام آنها تلخ كرد. گرچه با توجه به شدت نبرد، طولاني بودن و خشونت عمليات زميني و حملات هوايي، تلفات ما ميتوانست به مراتب بيشتر باشد. تلفات قليل ما به علت مهارتي بود كه جنگجويان ما در عرصه سخت كوهستان مائسترا به دست آورده بودند - به علاوه همبستگي موجود مابين نيروهاي شورشي بود. در بسياري از مواقع افرادي كه به شدت مجروح شده بودند فقط به اين سبب نجات يافتند كه رفقاي آنها دست به كاري غيرممكن زدند و آنها را در نقاط
"تهاجم دولت به شكست انجاميده است. بزرگترين عمليات نظامي كه تاكنون در تاريخ جمهوري ما صورت گرفته، به بدترين فاجعهاي كه ديكتاتور پُرنخوت كشور تصورش را هم نميكرد ختم شده است. ارتش او پس از دو ماه و نيم شكست پي در پي، تماما در حال هزيمت است و اين نشانه اين است كه عمر رژيم نفرتانگيز او به پايان رسيده است. كوهستان سيرا مائسترا اكنون كاملا از تصرف دشمن آزاد شده است."
بسيار سخت كوهستان و زير صفير گلولهها از صحنه نبرد بيرون بردند و به نقطهاي رساندند كه پزشكان ميتوانستند به آنها رسيدگي كنند.
"در سرتاسر اين صفحات، من اسامي به خاك افتادگان را ذكر كردهام. ولي ميخواهم اسامي تمام آنها را بار ديگر ذكر كنم تا تصوير تمام شهدا را كه خاطره آنها تا ابد مورد احترام و تحسين تمام مردم ماست، يكجا عرضه بدارم. آنها عبارتند از:
- فرماندهان: آندرس كواس، رامون پاز و رنه راموس لاتور، دانيل.
- كاپيتانها: انجل وردسيا و جئونل رودريگز.
- ستوانها: تئودور باندراس، فرناندو چاوز هنرمند و گودو فردو وردسيا.
- جنگاوران: ميچائيل ماچادو، فرناندو مارتينز، آلبيو مارتينز، وليفردو لارا، گوستاو، ويلفردو گونزالس، پاسكواليتو، خوان د ديوس زامورا، كارلوس لوپز ماس، يوجينو سدنو، ويكتورا آكوستا، ال بايامس، فرانسيسكو لونا، روبرتو كوريا، لوئيس انريكو كاراسدو، الينور تروئل، خوان واسكز، چان كوبا، خرالدو آپونته، ال مارينرو، فدريكو هادفگ، فيليپه كوردومي، لورنزو وليز، گودنسيو سانتي استبان، نيكولاس ال، لوسيانو تامايو، آنجل سيلوا سوكاراس و خوزه دياس، ال گاليگوئيتو.
- دهقانان به ما پيوسته: لوكاس كاستيو و ساير اعضاء خانوادهاش، و ابراهيم اسكالونا تورس.
افتخار و شرف ابدي، احترام و عشق ابدي نثار كساني باد كه در آن ميدانها جان باختند."
"دشمن بيش از هزار نفر از دست داد، منجمله بيش از 300 كشته و 443 نفر اسير. و دستكم پنج يگان كامل از نيروهايش يا به كلي نابود شدند، يا اسير شدند و يا متلاشي گرديدند. ما 507 اسلحه و خودرو جنگي شامل دو تانك، 10خمپارهانداز، چندين قبضه بازوكا و 12 قبضه مسلسل كاليبر 30 به غنيمت گرفتيم."
"ما بايد به تمام اين غنائم تاثير روحي اين پيروزي و اهميت آن را در ادامه جنگ اضافه كنيم. از اين زمان به بعد ابتكار عمل استراتژيك كاملا در دست «ارتش شورشي» قرار گرفت. «ارتش شورشي» همچنين مالك بيرقيب منطقه وسيعي گرديد كه دشمن حتي سعي نكرد وارد آن شود. سيرا مائسترا در واقع تا ابد آزاد شد."
"اين پيروزي عظيم بر دشمن و شكست تهاجم آن در تابستان سال 1958 نقطه عطف تغيير ناپذير در جنگ بود. ارتش شورشي پيروزمند كه در اثر مقادير عظيم تسليحاتي كه به چنگ آورده بود به شدت تقويت شده بود حالا ديگر ميتوانست دست به تهاجم استراتژيك نهايي بزند."
"اين وقايع مرحله جديد و نهايي را در جنگ آزاديبخش مفتوح ساخت كه نشانه آن حمله به نواحي مركزي كشور، گشايش جبهه شرقي و جبهه كاماگوئه بود. جنگ در سرتاسر كشور گسترده شد. حمله بزرگ و نهايي «ارتش شورشي» با آغاز عمليات و حركت به سوي اورينته ولاس ويلاس منجر به شكست نهايي ارتش استبداد شد و در نتيجه به تلاشي كامل نظامي رژيم باتيستا و تصرف قدرت توسط انقلاب پيروزمند انجاميد."
"تهاجم متقابل
"دشمن بيش از هزار نفر از دست داد، منجمله بيش از 300 كشته و 443 نفر اسير. و دستكم پنج يگان كامل از نيروهايش يا به كلي نابود شدند، يا اسير شدند و يا متلاشي گرديدند. ما 507 اسلحه و خودرو جنگي شامل دو تانك، 10خمپارهانداز، چندين قبضه بازوكا و 12 قبضه مسلسل كاليبر 30 به غنيمت گرفتيم."
پيروزمند در ماه دسامبر آن سال پيروزي را توسط حدود 3000 نفر مسلح به تسليحاتي كه از دشمن گرفته بودند رقم زد."
"ستوني كه تحت رهبري چه (گوارا) و كاميلو قرار داشت از جلگههاي كاتو و كاماگوئه گذشته وارد ناحيه مركزي كشور شد. ستون يكم قديمي بيش از يك هزار عضو جديد را در مدرسه ميناس دلفريو آموزش داد و با فرماندهاني كه از ميان صفوف آن برخاسته بودند، شهرها و روستاهايي را كه در مسير جاده مابين بايامو و پالما سوريانو قرار داشتند تصرف كرد. تانكهاي T37 جديد نابود شده بودند و تانكهاي سنگين و هواپيماهاي جنگي نميتوانستند مانع تصرف شهرهايي شوند كه صدها برابر بزرگتر از روستاي لاس مرسدس بودند.
ستون يكم در مسير پيشروي خود به نيروهاي فرانك پائيس در جبهه دوم شرقي ملحق شد. بدين ترتيب ما شهر پالماسوريانا را در تاريخ 27 دسامبر 1958 تصرف كرديم."
"دقيقا در اول ژانويه سال 1959 - همان تاريخي كه طي نامهاي به خوان آلميدا درست پيش از آغاز آخرين حمله ديكتاتوري به سيرا مائسترا مشخص شده بود - اعتصاب عمومي انقلابي، كه از پالما سوريانا توسط «راديو شورشي» اعلام شده بود كشور را فلج كرد. به چهگوارا و كاميلو فرمان داده شد كه در راستاي جاده مركزي به سوي پايتخت پيشروي كنند. هيچ نيرويي براي مقاومت در مقابل آنها وجود نداشت."
"ژنرال كانتيو در جلسهاي با من، رائول و آلميدا پذيرفت كه ديكتاتوري جنگ را باخته ولي چند روز بعد در پايتخت كشور دست به كودتا و مانورهاي ضد انقلابي و هواداري از امپرياليسم زد. و بدين ترتيب شرايط آتشبس توافقي را شكست. ولي در عرض سه روز يك صد هزار تفنگ، سفاين و هواپيماهايي كه فرار آخرين گرداني كه وارد سيرا مائسترا شده بود را حمايت و ممكن كرده بودند به تصرف ما در آمد."
"تيمي خستگيناپذير از كارمندان دفتر امور تاريخي شوراي دولت، گروه طراحان خلاق كاسا-4 تحت رهبري و كمك و همكاري اوتو هرناندز نقشهبردار، سرلشكر آملس اسكالانته، خورخه اليور كاريكاتوريست، طراح جوان خوردانيس گونزالس تحت رهبري روزنامهنگار و نويسنده درخشان و خستگيناپذير كاتيوسكا بلانكو بازيگران اصلي در اين عمليات شاهكار بودند."
من فكر ميكردم اين كتاب ماهها طول ميكشد تا چاپ شود. ولي اكنون ميدانم كه در اوايل آگوست در كتاب فروشيها در خيابان خواهد بود.
من كه پس از بروز بيماري شديدم ماهها روي اين كتاب كار كردم، اكنون تشويق شدهام كه بخش دوم اين داستان را بنويسم و اگر تيم كاري ما عنوان ديگري پيشنهاد نكند اسم آن «تهاجم متقابل نهائي و استراتژيك» خواهد بود.
انتهاي پيام/ب